اطلاعات همايش
اخبار
مقالات
مهمانان همايش
عکس

  مبانی و اهداف حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)

نسرین وهاب‌زاده

مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت

چکیده
از زمان‌های کهن تا به امروز، تشکیل حکومت جهانی از آرزوهای پیامبران، فلاسفه، دانش‌مندان، سیاست‌مداران و پیروان مذاهب مخلتف بوده است. امروز نیز تقریباً عموم فلاسفه و متفکران، تشکیل حکومتی جهانی را تنها علاج مشکلات بشری و تنها راه جلوگیری از جنگ و تثبیت صلح می‌دانند.

در این مقاله بعد از مقدمه‌ای کوتاه، زمان ظهور، راز پنهان بودن آن و زمینه‌های ظهور امام زمان(عج) بیان می‌گردد. آن‌گاه به ویژگی‌های حکومت جهانی آن حضرت اشاره می‌شود و سیرة حکومتی، جهادی ـ مبارزاتی، اقتصادی و قضایی و هم‌چنین مقبولیت امام زمان(عج) را در رهبری حکومت جهانی، توضیح می‌دهد و با بیان برنامه‌های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، هرکدام به صورت جداگانه، نتیجه می‌گیرد که برنامۀ حکومت جهانی بسیار منظم، دقیق و حساب شده است و دست‌آوردهای مهمی را نیز به دنبال دارد که مبنای اصلی هر حکومت و محور اساسی این مقاله است که عبارتند از:

1. عدالت فراگیر؛ 2. رشد فکری، اخلاقی و ایمانی؛ 3. اتحاد و هم‌دلی؛

4. سلامت جسمی و روانی؛ 5. خیر و برکت فراوان؛

6. ریشه‌کن شدن فقر؛ 7. حاکمیت اسلام و نابودی کفر؛ 8. امنیت عمومی؛ 9. گسترش دانش.

در پایان، نتیجه می‌گیرد که دوران ظهور حضرت، عصرى است كه بهشت واقعى براى مردم در روى زمین تحقق می‌یابد و عصر طلایى به حساب مى‏آید؛ عصرى كه حتى براى پیامبر(ص) نیز فراهم نشد و موقعیت از همه جهت براى زندگى ایده‏آل فراهم است؛ عصرى كه در هیچ یك از نقاط عالم ظلم و تعدى نخواهد بود... و این امتیاز و اثر بسیار عالى است كه انسان‌ در آن زمان مى‏تواند كسب كند.

مقدمه
قرآن کریم می‌فرماید:«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»؛
و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.

از وراي قرون، چون كوهي استوار از صبر، بر اسبي راه‌وار از عزم مي‌آيد؛ در دستان آسماني‌اش براي سركوبي نامردان شمشير مي‌خروشد و براي هدايت مردمان قرآن مي‌درخشد؛ مي‌آيد چون شهابي درخشان در تيره‌ترين شب بشريت؛ مي‌آيد چون قامت بلند راستي در جنگل هراس‌انگيز ناراستي‌ها؛ عمامة محمد(ص) بر سر، پيراهن محمد(ص) در بر، پاي‌افزار محمد(ص) بر پا، قرآن محمد(ص) در سينه، و شمشير علي در دست؛ با مهر زهرا و صبر حسن و شجاعت حسين ‌و عبادت سجاد و علم باقر و صدق صادق و بردباري كاظم و رضاي رضا و جود جواد و هدايت هادي و هيبت عسكري(ع) مي‌آيد؛ سراپا نماد نبوت و ولايت است؛ تمام پيامبران را در خويش دارد؛ چون آدم آدميتي نو را بنياد مي‌نهد؛

‌چون نوح با كوله‌بار صدها سال درد و ستم‌كشي بر پشت، خدا را بر كافران مي‌خواند؛ چون ابراهيم نداي توحيد در مي‌دهد و بت‌ها را سرنگون مي‌كند؛ چون موسي بر فرعونيان ستم‌گر مي‌شورد؛ چون عيسي انسانيت مرده را زنده مي‌سازد و چونان محمد(ص) صلاي فلاح عالميان برمي‌دارد؛ آيينة پرستش حق ازلي است، آن‌گاه كه به نماز مي‌ايستد؛ طنين وحي پيامبران در گفتار او؛ چون به موعظه مي‌نشيند؛ فريادش قرون را در مي‌نوردد و شمشير خشمش فرعونيان را براي ابد در هرم نابودي دفن مي‌كند.

قيامش كه هم‌سنگ قيامت است، قيامت دنيا را برمي‌انگيزد و ظهورش كه مظهر ديانت است، دين را بر جهان حكم‌فرما مي‌سازد؛ دستانش كه شاخه‌هاي پربار درخت امامت است، زمين را به آسمان پيوند مي‌زند و گفتارش كه قرين وحي خداست، فرشتگان را به همسايگي انسان مي‌خواند؛ چون بر‌مي‌خيزد، ضلالت به خاك مي‌افتد و چون سر برمي‌دارد، هدايت قيام مي‌كند؛ قيامش مسلخ تباهي‌هاست و نامش مرگ نامردي‌ها؛ آغازش پايان جباران است و دوامش استمرار صلاح درست‌كاران؛ غيبتش شب يلداي مشتاقان ستم‌ديدة اوست و ظهورش صبح راستين محبان به جان رسيدة او.

شناخت دنيای پيرامون و مسائلی که از لحاظ فرهنگی، سياسی و اجتماعی در اطرافمان می‌گذرد، نيازی است که نمی‌شود بدون تعمق و تفکر از آن صرف‌نظر کرد؛ زیرا بدون درک درستی از آن زندگی بشر به مخاطره می‌افتد.

اصطلاح «جهانی‌شدن» از جمله مسائلی است که در دهه‌های پايانی قرن بيستم در محافل روشن‌فکری خود را نشان داده و تضارب افکار در مورد آن بسيار زياد بوده و توانسته در زمانی کوتاه توجه اندیشه‌ورزان جهان را به سوی خود جلب کند.

جهانی‌شدن نه‌تنها به شاخصه عصر ما تبديل شده، بلکه به نظر می‌رسد که در سرنوشت ما نيز نقشی تعيين کننده دارد. بی‌ترديد پيشرفت تکنولوژی و ظهور تجارت پيشرفته، پيوند ميان جوامع مختلف جهان را افزايش داده و امکان انتقال سريع مردم و اطلاعات را فراهم آورده است؛ زیرا شيعه با طرح نظريه حکومت جهانی مهدی(عج) در طول قرن‌ها و سال‌های متمادی، داعيه‌دار اصلی جهان‌شمولی در عرصه‌های فرهنگی، سياسی و... بوده است.

با توجه به اين نکات، اين مقاله بعد از تبيين فرهنگ و زمان ظهور امام زمان، ویژگی‌ها و برنامه‌های حکومت جهانی و در نهایت دست‌آوردهای حکومت جهانی امام زمان(عج) را توضیح می‌دهد، تا پلی زده شود برای فهم و درک نياز به حکومت جهانی مهدوی؛ زيرا وضعيت کنونی جهان با ضعف‌ها و قوت‌ها، نقاط مثبت و منفی، نظريه‌ها، آرمان‌ها و خواسته‌ها و نيازها، بهترين و روشن‌ترين دليل و برهان بر اثبات ضرورت حکومت جهانی مهدوی و نياز به آن است.

زمان ظهور
بوی ظهورت در تمام ابعاد این شهر پیچیده و صدای گام‌های استوارت طنین‌انداز شده است!

می‌گویند: لحظة آمدنت نزدیک است و دوستانت آمادة استقبالند!
تو پناه آشفتگانی و ما چشم به راهیم تا اماممان بیاید و از این سفر دور و دراز، هدیة گران‌بهای عدالت را بیاورد!

امروز عطش ظهور برلب‌های همة ما، جهان را کویری کرده است. این ثانیه‌های آخر چه سخت می‌گذرند و این لحظه‌های آخر انتظار چه کند عبور می‌کنند! بیشترین است این لحظه‌ها و سهم ما از عشق، دو رکعت صبر است!

بار دیگر تنها پیمان را به تو اقتدا می‌کنیم. تمام پنجره‌های این شهر را گشوده‌ایم تا ماه رویت را رؤیت کنیم و در گوشة تمام درها به انتظار نشسته‌ایم تا پای‌بوس ظهور تو شویم.

می‌دانم، می‌دانم که لحظة آمدنت نزدیک است و من هیچ ندارم که به تو هدیه کنم؛ هیچ!
تنها سرگشته‌ام...
تو را می‌خواهم...
تو را می‌خواهم...
یکی از سؤالاتى كه همواره ذهن بسيارى از مردم را به خود مشغول كرده اين است كه امام زمان(عج) چه زمانى ظهور مى‏كند و آيا براى ظهور وقتى تعيين شده است؟

بر اساس سخنان پيشوايان دينى، زمان ظهور بر مردم مخفى است. امام صادق(ع) در اين باره فرمود:ما نه در گذشته براى ظهور وقتى را تعيين كرديم و نه در آينده وقت تعيين مى‏كنيم.

بنابراين كسانى كه براى ظهور زمان مشخصى را تعيين مى‏كنند، فريب‌كار و دروغ‌گو هستند به اين مطلب در روايات تأكيد شده است. امام باقر(ع) به يكى از اصحاب خود كه از زمان ظهور سؤال كرد، فرمود:
وقت‌گذاران دروغ مى‏گويند! وقت‌گذاران دروغ مى‏گويند! وقت‌گذاران دروغ مى‏گويند!

از اين‌گونه روايات به خوبى مى‏توان به اين نكته پى برد كه همواره كسانى با انگيزه‏هاى شيطانى، براى ظهور زمان تعيين مى‏كرده‏اند و چنين افرادى در آينده هم وجود خواهند داشت. به همين جهت، پيشوايان معصوم(ع) از شيعيان خواسته‏اند كه در برابر وقت‌گذاران بى‏‌اعتنا نباشند، بلكه آنها را تكذيب نمايند. امام صادق(ع) در اين زمينه به يكى از اصحاب خود فرمود:از تكذيب كردن كسى كه براى ظهور وقت تعيين مى‏كند، هيچ پروايى نداشته باش؛ چرا كه ما براى كسى وقت ظهور را تعيين نكرده‏ايم.

راز نهان بودن زمان ظهور
چنان‌كه گفته شد، براساس اراده خداوند حكيم، زمان ظهور بر ما مخفى شده و بی‌ترديد اين مسئله به جهت حكمت‏هايى است؛ از جمله:

الف) تداوم اميد
وقتى زمان ظهور پنهان باشد، نور اميد در دل منتظران همه عصرها باقى خواهد ماند و با اين اميد پيوسته و مداوم، مى‏توانند در برابر سختى‏ها و فشارهاى دوران غيبت مقاومت كنند. به راستى اگر به شيعيان سده‏هاى گذشته گفته مى‏شد كه ظهور در زمان شما رخ نمى‏دهد، بلكه در آينده دور اتفاق خواهد افتاد، آنها با كدام اميد در برابر فتنه‏هاى روزگار خود مقاومت مى‏كردند و چگونه مى‏توانستند گذرگاه‏هاى تنگ و تاريك دوران غيبت را به سلامت پشت سر بگذارند؟

ب) زمينه‌سازى‏
بی‌ترديد انتظار سازنده كه از مهم‌ترین عوامل فعاليت و پويايى است، تنها در مخفى بودن زمان ظهور شكل خواهد گرفت؛ زيرا با مشخص بودن زمان ظهور، كسانى كه مى‏دانند ظهور را درك نمى‏كنند، انگيزه‏اى براى تحرك و زمينه‌سازى نخواهند داشت و به سكون و ركود روى خواهند آورد.

حال آن‌كه با پنهان بودن زمان ظهور، انسان‏هاى همه دوران‏ها، به اميد این‌که ظهور را در زمان خود ببينند، می‌کوشند تا زمينه‏هاى ظهور را فراهم سازند و جامعه خود را به جامعه‏اى صالح و پويا تبديل نمايند. به علاوه، در صورت معين‌بودن وقت ظهور، چنان‌که براى مصالحى ظهور در زمان وعده داده شده رخ ندهد، چه بسا افرادى در اصل اعتقاد به امام مهدى‏(عج) دچار ترديد شوند.

امام باقر(ع) در پاسخ اين سؤال كه آيا ظهور وقت مشخصى دارد، فرمود:كسانى كه وقت تعيين مى‏كنند دروغ مى‏گويند ـ و اين سخن را تكرار فرمود ـ زمانى كه موسى(ع) به دعوت پروردگار به مدت سى روز از ميان قوم خود بيرون رفت و خداوند بر آن سى روز، ده روز ديگر افزود، قوم او گفتند: «موسى به وعده خود وفا نكرد» و آن‌چه نبايد مى‏كردند، كردند. [از دين برگشتند و گوساله‌پرست شدند].

هنگامه قيام
همه مى‏خواهند بدانند كه در جريان قيام جهانى امام مهدى(عج) چه حوادثى روى مى‏دهد؛ حركت امام از كجا و چگونه آغاز مى‏شود؛ شيوه برخورد امام با گروه‏هاى مخالف چگونه است و بالاخره چگونه آن حضرت بر تمامى جهان غلبه خواهد كرد و رشته امور جهان را به دست خواهد گرفت. اينها و سؤالات ديگرى مانند اينها، فكر و انديشه هر انسانِ مشتاق ظهور را به خود مشغول مى‏كند.

ولى واقعيت اين است كه سخن گفتن درباره حوادث مربوط به قيام آخرين اميد بشريت، كارى بسيار مشكل است؛ چون از آينده و اتفاقاتى باید گزارش داد كه هنوز واقع نشده و به طورطبيعى نمى‏توان اطلاع دقيقى از آن رويدادها داشت. بنابراين در اين مقاله به حوادث و رخدادهاى روزگار ظهور امام مهدى(عج) پرداخته می‌شود كه برابر روايات، در كتاب‏هاى متعدد نقل گرديده است و تنها مى‏تواند دورنمايى كلى از رويدادهاى ايام ظهور را پيش روى خوانندگان ترسيم كند.

چگونگى قيام
وقتى ظلم و تباهى چهره عالم را سياه و ظلمانى کند و آن‌گاه كه ستم‌گران گستره زمين را جولان‌گه بدى‏ها و نامردى‏ها سازند و مظلومان جهان، دست‌هاى يارى‌خواهى را به آسمان گشایند؛ ناگهان ندايى آسمانى، سياهى شب را مى‏درد و در ماه خدا، رمضان، ظهور موعود بزرگ را بشارت مى‏دهد، قلب‏ها به تپش مى‏افتد و چشم‏ها خيره مى‏گردد! شب‌پرستان، مضطرب و هراسان از طلوع صبح ايمان، در پى راه چاره‏اى هستند و منتظران مهدى(عج) از هر كسى سراغ كوى يار مى‏گيرند و براى ديدار او و حضور در زمره ياوران او سر از پا نمى‏شناسند.

در آن زمان، سفيانى كه بر منطقه وسيعى مانند سوريه، اردن و فلسطين سلطه دارد، سپاهى را تجهيز مى‏كند تا با امام مقابله نماید. لشکر وی كه در مسير مكه امام را تعقیب می‌کند، در محلى به نام بيداء به كام زمين مى‏رود و نابود مى‏گردد. پس از شهادت نفس زكيه به فاصله كوتاهى، امام مهدى(عج) در سيماى مردى جوان در مسجدالحرام ظهور مى‏كند، در حالى كه پيراهن مبارك پيامبر(ص) را بر تن دارد و پرچم پيامبر را به دست گرفته است.

او به ديوار كعبه تكيه مى‏زند و در بين ركن و مقام، سرود ظهور را زمزمه مى‏كند و پس از حمد و ثناى الهى و درود و سلام بر پيامبر و خاندان او مى‏فرمايد:
اى مردم ما از خداى توانا يارى مى‏طلبيم و نيز هركس از جهانيان را كه به نداى ما پاسخ دهد به ياورى مى‏خوانيم.

آن‌گاه خود و خاندانش را معرفى مى‏كند و ندا مى‏دهد:فَاللّه اللّه فينالاتَخْذُلُونا وَانْصُرُونا يَنْصُرْكُمُ اللّهُ تَعالى.
درباره رعايت حقوق ما، خدا را در نظر بگيريد. ما را [در ميدان عدالت‌گسترى و ستم‌ستيزى‏] تنها نگذاريد و ياريمان كنيد كه خدا شما را يارى خواهدكرد.

پس از پايان گرفتن سخنان امام، آسمانيان بر زمينيان سبقت مى‏گيرند و گروه‌گروه فرود مى‏آيند و با امام بيعت مى‏كنند، درحالى كه پيشاپيش آنها فرشته وحى، جبرئيل با امام دست همراهى مى‏دهد. آن‌گاه 313 ستاره زمينى كه از نقاط مختلف عالم به سرزمين وحى آمده‏اند، بر گرد خورشيد تاب‌ناك امامت حلقه زده، پيمان وفادارى مى‏بندند و اين جريان سبز جارى است تا آن‌كه ده هزار سرباز جان بركف در اردوگاه امام(عج) حضور مى‏يابند و با آن فرزند پيامبر(ص) بيعت مى‏كنند.

امام‏(عج) با خيل ياوران، پرچم قيام را برافراشته، به سرعت بر مكه و اطراف آن مسلط مى‏شوند و سرزمين پيامبر را از وجود نااهلان، پاك مى‏كنند. آن‌گاه راهى مدينه مى‏شود تا سايه عدالت و مهر را بر آن بگستراند و سركشان شهر را بر جاى خود بنشاند. سپس عازم عراق گشته، شهر كوفه را مركز حكومت جهانى برمى‏گزيند و از آن‌جا به مديريت قيام مى‏پردازد و براى دعوت جهانيان به اسلام و زندگى در پرتو قوانين قرآن و در هم كوبيدن بساط ظلم و ستم، ياران و سپاهيان نور را به نقاط مختلف عالم گسيل مى‏دارد.

امام(عج) سنگرهاى كليدى جهان را يك‌به‌يك فتح مى‏كند؛ زيرا علاوه بر يارانِ وفادار و مؤمن، از امداد فرشتگان الهى نيز برخوردار است و مانند پيامبر اسلام(ص) از لشکر رعب و وحشت، مدد مى‏گيرد و خداوند توانا چنان ترسى از او و يارانش در دل‏هاى دشمنان مى‏افكند كه هيچ قدرتى را توان رويارويى با آن حضرت نيست. امام باقر(ع) فرمود:قائم از ما به وسيله رعب وحشت در دل دشمنان، يارى مى‏شود.

بیت‌المقدس يكى از نقاط جهان است كه به وسيله سپاه امام فتح مى‏‌گردد و پس از آن واقعه بسيار مباركى اتفاق مى‏افتد كه در جريان قيام و انقلاب امام مهدى(عج) سرنوشت‌ساز خواهد بود و جبهه آن حضرت را تقويت مى‏كند و آن فرود آمدن حضرت عيسى(ع) از آسمان است. حضرت مسيح(ع) كه به فرموده قرآن در آسمان‏ها به سر مى‏برد، به زمين مى‏آيد و پشت سر امام مهدى(عج) به نماز مى‏ايستد و بدين‌وسيله فضيلت و برترى پيشواى دوازدهم شيعيان را بر خویش و پيروى خود را از امام مهدى(عج) به همگان اعلام مى‏كند.

پيامبر اسلام(ص) فرمود:سوگند به آن كس كه مرا به حق برانگيخت در حالى كه بشارت‌دهنده مردمان باشم! اگر از عمر دنيا نمانده باشد مگر يك روز، خداوند آن روز را چنان طولانى مى‏كند تا فرزندم مهدى‏(عج) در آن قيام كند. پس از آن عيسى بن مريم(ع) فرود مى‏آيد و پشت سر مهدى(عج) نماز مى‏خواند.

به دنبال اين اقدام حضرت عيسى(ع) بسيارى از مسيحيان كه جمعيت فراوانى از جهان را تشكيل مى‏دهند، به آخرين ذخيره الهى و پيشواى شيعيان، ايمان مى‏آورند. گويى خداوند، عيسى(ع) را براى چنان روزى حفظ كرده است تا چراغ هدايتى براى حق‌طلبان باشد.

البته ظهور معجزات به دستِ هدايت‌گر حضرت مهدى(عج) و طرح مباحث فكرى براى راه‌نمايى بشر از برنامه‏هاى انقلاب بزرگ مهدوى است كه راه را براى هدايت مردم باز مى‏كند. در همين جهت، امام، الواح تورات تحريف نشده و كتاب مقدس يهود را كه در نقاط خاصى از دنيا دفن شده است، خارج مى‏كند و يهوديان كه نشانه‏هاى امامت او را در الواح مى‏بينند، به آن حضرت ايمان مى‏آورند.

پيروان اديان ديگر نيز با مشاهده اين تحول بزرگ و نيز شنيدن پيام حق امام و ديدن معجزات از آن حضرت، گروه‌گروه به آن حضرت مى‏پيوندند و اين‌گونه وعده حتمى پروردگار محقق مى‏گردد و اسلام عزيز همه عالم را زير پرچم خود مى‏گيرد:
«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»؛

او كسى است كه پيامبرش را با هدايت و دين درست، فرستاد تا آن را بر هرچه دين است پيروز گرداند، هرچند مشركان خوش نداشته باشند.

با توجه به تصويرى كه ترسيم شد، تنها زورگویان و ظالمان حاضر به تسليم شدن در برابر حق و حقيقت نيستند و اين عده در مقابل جريان غالب و اكثريت مؤمنان تاب مقاومت ندارند و با شمشير عدالت مهدى(عج) به كيفر اعمال ننگين خود خواهند رسيد و زمين و اهل آن براى هميشه از شر و فساد آنها ايمن خواهد شد.

حكومت امام مهدى‏(عج)

پس از كنار رفتن ابرهاى تيره و تار، خورشيد جهان‌افروز رخ مى‏نمايد و چشمان منتظرِ دشت و دمن را روشنى مى‏بخشد. آرى، پس از مبارزه‏اى فراگير با فساد و تباهى و نامردمى، به استقرار حاكميت دادگرى نوبت مى‏رسد و عدالت بركرسى حكم‌رانى تكيه مى‏زند تا هر كس و هر چيز را در جاى خود قرار دهد و سهم هر پديده‏اى را به مقتضاى حق و داد بپردازد، و بالاخره جهانيان شاهد حكومتى خواهند بود كه سراسر حق و عدل است و كمترين ستم‌گرى در گستره آن وجود ندارد.

حكومتى كه مظهر صفات جمال و زيبايى پروردگار عالم است و در سایه آن، بشر به تمامى آرمان‏هاى فراموش شده خود دست مى‏يابد.

1. ویژگی‌های حکومت جهانی
رواياتى از تسلط امام مهدى(عج) بر مناطق مختلف جهان خبر داده‌اند كه گستردگى و پراكندگى و اهميت آن مناطق، از سلطه آن حضرت بر تمامى جهان حكايت دارد و گوياى آن است كه بيان بعضى از شهرها و كشورها در روايات از باب نمونه و مثال بوده و ميزان درك مخاطبان روايات در آن زمان نيز ملاحظه گرديده است.

در روايات مختلف به روم، چين، ديلم يا كوه‌هاى ديلم، ترك، سند، هند، قسطنطنيه، كابل‌شاه و خزر اشاره شده كه امام مهدى بر آنها مسلط خواهد شد و آنها را فتح خواهد كرد. مناطق ياد شده در دوران ائمه(ع) بر بخش‏هاى بسيار گسترده‏ترى در مقایسه با زمان ما، گفته مى‏شده است. براى مثال «روم» شامل همه اروپا و حتى قاره امريكا مى‏گرديده و مراد از چين همه شرق آسيا بوده كه ژاپن را نيز می‌گشته، همان‌گونه كه «هند»، پاكستان امروز را شامل می‌گردد.

قسطنطنيه همان استانبول است كه در جهان آن روز مقاوم‏ترين شهرها و مناطق بوده و در واقع فتح آن يك پيروزى و موفقيت بزرگ شمرده مى‏شده؛ زيرا يكى از راه‌هاى اصلى ورود به قاره اروپا بوده است. خلاصه این‌که تسلط امام مهدى(عج) بر مناطق حساس و مهم جهان، از گستردگى جهانى فرمان‌روايى آن حضرت حكايت دارد.

گذشته از روايات دسته اول و دسته دوم، روايات متعددى در دست است كه به روشنى از جهانى‌بودن حكومت حضرت مهدى(عج) خبر مى‏دهد. پيامبر اكرم(ص) از قول خداوند متعال فرموده است:
...من دين خود را به دست آنها (پيشوايان دوازده‏گانه) بر همه آیين‏ها پيروز مى‏گردانم و به دست ايشان، فرمان خود را [بر همه] چيره خواهم ساخت و به [قيام] آخرين آنها (امام مهدى(عج)) سراسر زمين را از دشمنانم پاك خواهم كرد و او را بر مشرق و مغرب زمين فرمان‌روا خواهم گرداند...

امام باقر(ع) نیز فرمود:اَلْقائِمُ مِنّا... يَبْلُغُ سُلْطانَهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ وَ يُظْهِرُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ دينَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ و َلَوْكَرِهَ الْمُشْرِكُونَ...؛
قائم‏(عج) از، [خاندان پيامبر] است... [اوكسى است كه] فرمان‌روايى او شرق و مغرب [عالم] را فراخواهد گرفت و خداوند به دست او دين خود را بر همه اديان غلبه مى‏دهد، اگرچه مشركان را خوش نيايد.

شهر تاريخى كوفه نیز مركز حكومت جهانى حضرت مهدى(عج) است كه در آن زمان وسعت زيادى خواهد يافت؛ به گونه‏اى كه شهر نجف را شامل می‌شود كه در چند كيلومترى كوفه قرار دارد. به همين دليل، بعضى روايات، كوفه و در بعضى ديگر نجف را مركز حكومت نام برده‌اند.

امام صادق(ع) در ضمن روايتى طولانى فرموده است:مركز حكومت او (حضرت مهدى(عج)) شهر كوفه خواهد بود و محل قضاوت او مسجد [بزرگ] كوفه.

شهر كوفه از ديرزمان، مورد توجه خاندان پيامبر(ص) و محل زمام‌دارى حضرت على(ع) بوده و مسجد مشهور آن يكى از چهار مسجد معروف جهان اسلام به شمار می‌آید كه امام على‏(ع) در آن نماز گزارده و خطبه ‏خوانده و نيز در آن به امر قضاوت مى‏پرداخته و در نهايت در محراب همان مسجد به شهادت رسيده است.

مدت حكومت
پس از این‌که عالم بشريت دوره‌ای بسيار طولانى از حاكميت ظلم و ستم را پشت سر گذاشت، جهان با ظهور آخرين حجت پروردگار، به سوى حاكميت خوبى‏ها خواهد رفت و حكومت در دست حاكمان و نيكان قرار خواهد گرفت و اين وعده حتمى خداوند است.

حكومت خوبان كه با فرمان‌روايى امام مهدى(عج) آغاز مى‏شود تا پايان عمر دنيا ادامه خواهد يافت و ديگر روزگار ظلم و ظالمان تكرار نخواهد شد. در سخنى كه پيش از اين از پيامبر(ص) نقل شد، خداوند بزرگ حاكميت آخرين پيشواى معصوم را به پيامبر اسلام(ص) بشارت مى‏دهد و در پايان مى‏افزايد:[پس از آن‌كه مهدى(عج) به حكومت رسيد] دولت او را دوام خواهم بخشيد و پيوسته تا قيامت، روزگار [و حاكميت زمين] را در دست اوليا و دوستان خود دست‌به‌دست خواهم كرد.

بنابراين، نظام عادلانه‏اى كه امام مهدى(عج) برپا خواهد كرد، دولتى است كه پس از آن براى ديگران دولتى نخواهد بود و در حقيقت تاريخ جديدى از حيات بشر شروع خواهد شد كه سراسر در زير حاكميت الهى به سر خواهد برد.

امام باقر(ع) فرمود:دولت ما آخرين دولت‌هاست و هيچ خاندان صاحب‌دولتى نمى‏ماند مگر این‌که پيش از حكومت ما، حاكم مى‏شوند تا وقتى [حكومت اهل‌بيت برپا شد] و شيوه حكم‌رانى را ديدند نگويند، اگر ما هم حاكم مى‏شديم، همين‌گونه عمل مى‏كرديم.

بنابراين مدت استمرار نظام الهى پس از ظهور، جدا از مدت حكومت، شخص امام مهدى‏(عج) است كه مطابق روايات، آن حضرت باقي‌مانده عمر خود را حاكم بوده و سرانجام چشم از جهان فرو خواهد بست.

ترديدى نيست كه مدت حكومت آن حضرت بايد به قدرى باشد كه امكان تحول جهانى و استقرار عدالت در همه مناطق عالم وجود داشته باشد ولى این‌که به اين هدف در چند سال می‌رسد را نمی‌توان تخمين زد و گمانه‌زنى کرد و بايد به روايات امامان معصوم‏(ع) رجوع نمود.

البته با توجه به قابليت‏هاى آن رهبر الهى و توفيق و مدد غيبى براى آن حضرت و اصحاب و ياران شايسته و آمادگى جهانى براى پذيرفتن حاكميت ارزش‏ها و زيبايى‏ها در زمان ظهور، ممكن است كه رسالت مهدى موعود(عج) در زمانى نسبتاً كوتاه انجام شود و جريانى كه بشريت در طول قرون متمادى از ايجاد آن ناتوان بوده، در كمتر از ده سال اتفاق افتد.

رواياتى كه مدت حكومت حضرت مهدى‏(عج) را بيان مى‏كند، بسيار گوناگون است. بعضى از آنها مدت حكومت آن حضرت را پنج سال و بعضی از آنها هفت سال و برخى ديگر هشت، نه و ده سال بيان كرده‌اند. چند روايت هم مدت حكومت را نوزده سال و چند ماه و بالاخره چهل سال و 309 سال بر شمرده‌اند.

گذشته از این‌که علت اين همه اختلاف در روايات، روشن نيست، پيدا كردن مدت واقعى حكومت از ميان اين روايات، كارى دشوار است. اما بعضى از علماى شيعه با توجه به فراوانى و شهرت روايات هفت سال، اين نظر را انتخاب كرده‏اند و بعضى ديگر گفته‏اند مدت حكومت امام مهدى(عج) هفت سال است ولى هر سال از سال‌هاى حكومت حضرت به اندازه ده سال از سال‌هاى ماست كه اين مطلب نيز در بعضى روايات آمده است. از امام صادق(ع) درباره مدت حكومت حضرت مهدى‏(عج) سؤال شد و امام فرمود:حضرت مهدى‏(عج) هفت سال حكومت مى‏كند كه برابر هفتاد سال از سال‌هاى روزگار شماست.

مرحوم مجلسى مى‏فرمايد:رواياتى كه درباره مدت حكومت امام(ع) رسيده است بايد به احتمال‏هاى ذیل توجيه كرد: برخى روايات به تمام مدت حكومت اشاره دارد و برخى بر مدت ثبات و استوار و حكومت. بعضى مطابق سال‏ها و روزهايى است كه ما با آن آشناييم و بعضى مطابق سال‏ها و ماه‌هاى روزگار حضرت است كه طولانى بوده و خداوند به حقيقت مطلب آگاه است.

سيره حكومتى امام
هر حاكمى در حكومت و بخش‏هاى مختلف مديريت خود، شيوه‏اى مخصوص دارد كه اين خود از مشخصه‏هاى حكومت اوست. امام و مهدى (عج) نيز وقتى حكومت جهان را به دست گيرد، در تدبير نظام جهانى خود روش و متد خاصى دارد. در مباحث گذشته، به گوشه‏هايى از شيوه عمل‌كرد آن حضرت اشاره شد، ولى به جهت اهميت موضوع، مناسب است در اين مجال به گونه مستقل به آن بپردازيم و در زلال سخنان پيامبر اكرم و امامان معصوم(ع) شيوه حكومتى امام مهدى(عج) را بهتر و بيشتر بشناسيم.

ابتدا بايد تأكيد کرد كه روايات، تصويری كلى از سيره آن بزرگ‌وار به دست داده و آن عبارت‌ است از این‌که سيره امام مهدى همان سيره و روش پيامبر بزرگ اسلام(ص) خواهد بود و آن‌گونه كه پيامبر در زمان ظهور خود با جاهليت بشرى در همه ابعاد آن مبارزه كرد و اسلام ناب را كه ضامن سعادت دنيا و آخرت است را بر محيط خود حاكم كرد، حضرت مهدى‏(عج) نيز با ظهور خود با جاهليت جديد كه دردناك‌تر از جاهليت قديم است، برخورد خواهد كرد و ارزش‌هاى اسلامى و الهى را بر ويرانه‏هاى جاهليت مدرن، بنا خواهد نمود.

از امام صادق(ع) درباره سيره حضرت مهدى(عج) سؤال شد، فرمود:
يَصْنَعُ كَما صَنَعَ رَسُولُ اللَّه(ص) يَهْدِمُ ما كانَ قَبْلَهُ كَما هَدَمَ رَسُولُ اللّه(ص) اَمْرَ الْجاهِلِيَّة وَ يَسْتَأْنِفُ الْاِسْلامَ جَديداً؛
امام مهدى‏(عج) مانند پيامبر اسلام عمل خواهد كرد و همان‌گونه كه پيامبر آن‌چه از روش جاهليت [در ميان مردم مرسوم] بود از ميان برد، همين‌گونه روش‌هاى جاهلى پيش از ظهور خود را نابود خواهد ساخت و اسلام را از نو پى‏ريزى خواهد كرد.

اين سياست كلى امام موعود(عج) در زمان حاكميت اوست. البته اوضاع زمانى متفاوت، تغييراتى را در شيوه اجرا و حكومت‌دارى موجب مى‏شود و در روايات مطرح گرديده که به طور جداگانه به آنها مى‏پردازيم.

سيره جهادى و مبارزاتى
امام مهدى(عج) با انقلاب جهانى خود بساط كفر و شرك را از گستره زمين برمى‏چيند و همگان را به دين مقدس اسلام دعوت مى‏كند. پيامبر اكرم(ص) در اين باره فرموده است:
شيوه او (امام مهدى(عج)) شيوه من است و مردم را بر آیين و شريعت من قرار مى‏دهد.

البته آن حضرت هنگامی ظهور مى‏كند كه حق به گونه‏اى آشكار، معرفى گرديده و از هر جهت بر مردم جهان، حجت تمام شده است. با اين حال طبق برخى از روايات، حضرت مهدى‏(عج) تورات و انجيل واقعى و تحريف نشده را از غارى در انطاكيه بيرون مى‏آورد و به وسيله آنها با يهوديان و مسيحيان جهان احتجاج مى‏كند كه بسيارى از ايشان مسلمان مى‏شوند. در اين ميان آن‌چه گرايش ملت‏هاى گوناگون را به اسلام بيشتر مى‏كند آن است كه همگان آشكارا مى‏بينند كه حضرت مهدى(عج) با امدادهاى غيبى يارى مى‏گردد و نشانه‏هاى پيامبران هم‌چون عصاى موسى(ص) و انگشتر سليمان(ع) و زره و شمشير و پرچم پيامبر اسلام(ص) را همراه دارد و براى تحقق اهداف پيامبران خدا و برقرارى عدالت جهانى قيام كرده است.

در چنين بسترى كه حق و حقيقت آشكارا بر جهانيان عرضه شده، تنها كسانى در جبهه باطل باقى مى‏مانند كه به كلى هويت انسانى و الهى خود را از دست داده باشند.

از اينان جز فساد و تباهى و ظلم سر نمى‏زند و لازم است ساحت دولت مهدوى از لوث وجود آنان پاك گردد. اين‌جاست كه شمشير برنده عدالت مهدوى از نيام برآمده، با قدرت و صولت، بر پيكر ستم‌كاران لجوج فرود مى‏آيد و كسى از آنها را باقى نمى‏گذارد. اين شيوه و روش پيامبر(ص) و اميرالمؤمنين‏(ع) نيز بوده است.

سيره قضايى امام
از آن‌جا كه موعود منتظر براى استقرار عدالت در تمام زمين ذخيره شده است، براى انجام دادن رسالت خود به سيستم قضايى مستحكمی نیاز دارد. بنابراين آن حضرت به شيوه جد بزرگ‌وارش امام على(ع) عمل مى‏كند و با جديت و قدرت، به دنبال به دست آوردن حقوق پاي‌مال شده مردمان است و حق را در هر كجا می‌گیرد، گرفته و به صاحب آن برمى‏گرداند و چنان به عدالت رفتار مى‏كند كه مطابق روايات، زندگان آرزو مى‏كنند كه مردگان برگردند و از بركت عدل او بهره‏مند شوند. براساس بعضی از روايات، امام مهدى‏(عج) در مقام قضاوت مانند حضرت سليمان(ع) و حضرت داوود(ع) عمل مى‏كند و با علم الهى كه دارد مانند آنها حكم مى‏راند، نه با استناد به شاهد و گواه.

امام صادق(ع) فرمود:وقتى قائم آل‌محمد قيام كند، مانند داوود و سليمان(ع) داورى مى‏كند، [يعنى] شاهد و گواه طلب نمى‏كند.
شايد راز اين‌گونه داورى آن است كه به سبب اعتماد بر علم الهى، عدالت حقيقى برپا مى‌گردد، در حالى كه وقتى برگواهان و سخن آنها تكيه مى‏شود، عدالت ظاهرى حاكم می‌گردد؛ زيرا به هرحال شاهدان از ميان انسان‌ها هستند و احتمال اشتباه وجود دارد.

البته درك چگونگى قضاوت كردن امام مهدى(عج) به شيوه گفته شده، كار دشوارى است، ولى مى‏توان فهميد كه اين شيوه با اوضاع روزگار آن حضرت سازگار است.

سيره مديريتى امام
کارگزاران از اركان مهم حكومت‌ها هستند. وقتى مسئولان حكومتى، افرادى شايسته باشند، كار دولت و ملت به سامان خواهد رسيد و دست‌يابى به اهداف حكومت، آسان‏تر خواهد بود. حضرت مهدى(عج)، رئيس حكومت جهانى، براى بخش‏هاى مختلف مناطق گوناگون عالم، حاكمانى را از ميان بهترين ياوران خود برمى‏گزيند كه تمام ويژگى‏هاى حاكم اسلامى از قبيل دانش مديريت، تعهد و پاكى در نيت و عمل و شجاعت در تصميم‏گيرى را دارا هستند.

با اين حال، شخص امام که فرمان‌رواى بزرگ است و مركز مديريت عالم را در دست دارد، به صورت مداوم، عمل‌كرد حاكمان را نظاره‌گر است و با شدت و دقت و بدون چشم‌پوشى، كار آنها را حساب‌رسى مى‏كند. اين ويژگى مهم كه پيش ازحكومت امام مهدى(عج) به فراموشى سپرده شده، بر اساس روايات، يكى از علامت‏هاى حضرت مهدى(عج) به شمار می‌آید.

پيامبر اكرم(ص) فرمود:عَلامَةُالْمَهْدى‏ اَنْ يَكُونَ شَديداً عَلَى‏العُمَّالِ جَواداً بِالْمالِ رَحيماً بِالْمَساكین؛
علامت مهدى(عج) آن است كه با كارگزاران خود شديد [و دقيق] است. دست بخشنده‏اى دارد و نسبت به مسكينان مهربان است.

سيره اقتصادى امام
روش امام مهدى(عج) در امور مالى حكومت بر مبناى مساوات قرار دارد و اين همان روش پسنديده‏اى است كه در زمان پيامبر گرامى اسلام(ص) وجود داشت و پس از او، اين شيوه تغيير يافت و معيارهاى دروغينى براى پرداخت‏هاى بى‏حساب به افراد، جاى آن را گرفت و پيدايش فاصله طبقاتى در جامعه اسلامى آن روز را سبب شد.

امام على(ع) و امام حسن(ع) در مدت خلافت خود به نظام برابرى در پرداخت اموال مسلمين پاى‏بند بودند، ولى پس از ايشان بنى‏اميه اموال مسلمانان را مانند ملك شخصى خود و بر طبق مصالح فردى، به كار مى‏بردند و از اين راه پايه‏هاى حكومت نامشروع خود را محكم مى‏كردند. آنها زمين‏هاى كشاورزى يا غير آن از ثروت‏ها و اموال عمومى را به نزديكان خود مى‏بخشيدند و اين كار كه به ويژه در زمان خليفه سوم و دوران بنى‏اميه رايج گرديده بود، حالتى رسمى یافت. امام مهدى(عج) كه مظهر عدالت و دادگرى است، بيت‌المالِ را ثروتى عمومى برای همگان قرار مى‏دهد، به گونه‏اى كه هيچ‌گونه تبعيض و امتيازخواهى درآن راه نداشته باشد و بخشش نامشروع ثروت‏ها و زمين‏ها به كلى ممنوع می‌گردد.

پيامبر(ص) فرمود:... اِذَا قامَ قائِمُنا اضْمَحَلَّت الْقَطائِعُ فَلا قَطائِع؛
زمانى كه قائم ما قيام كند، قطايع (زمين‏هايى كه زمام‌داران و حكام جور در مالكيت خود درآورده و يا واگذار كرده‏اند) از بين مى‏رود به طورى كه ديگر قطايعى در ميان نخواهد بود.

از دیگر شاخصه‏هاى شيوه مالى امام آن است كه برای رفع نيازهاى مادى و ايجاد رفاهى معقول و همگانی، اموال فراوانى به مردم مى‏بخشد و در حكومت او نيازمندان اموال زيادى دريافت مى‏كنند.

پيامبر(ص) فرمود:... فَهُوَ يَحْثُوا الْمالَ حَثْواً؛
او (مهدى(عج)) اموال را به فراوانى مى‏بخشد.

اين شيوه براى ايجاد زمينه‏هاى اصلاح فردى و اجتماعى است كه هدف بزرگ امام خوبان را نشان می‌دهد. آن حضرت با بى‏نياز كردن مردم از جهت مادى، در پى ايجاد زمينه مناسب براى پرداختن افراد به طاعت و عبادت پروردگار است.

سيره شخصى امام
سيره امام مهدى(عج) در رفتار شخصى و نيز در ارتباط با مردم، نشان‌دهنده حاكم اسلامى نمونه‌ای است كه حكومت در نگاه او فقط وسيله‏اى براى خدمت به مردم و رسانيدن آنها به قله‏هاى كمال محسوب می‌شود، نه جايگاهى براى زراندوزى، ستم‌گرى و به استثماركشيدن بندگان خدا! به راستى، آن امام صالحان در كرسى حكم‌فرمايى، يادآور حكومت پيامبر اكرم(ص) و اميرالمؤمنين على‏(ع) است و با وجود آن‌كه همه اموال و ثروت‏ها در اختيار او قرار دارد، در زندگى شخصى خود در پايين‏ترين سطح به سر مى‏برد و به كمترين‏ها قناعت مى‏كند.

امام على‏(ع) در توصيف او فرموده است:امام [مهدى(عج)‏] با خود عهد مى‏بندد كه [اگرچه حاكم و رهبر جامعه بشرى است ولى‏] همانند رعيت خود راه رود و مانند آنان بپوشد و بر مركبى هم‌چون مركب آنها سوار شود... و به كم قناعت كند.

امام على(ع) خود چنين بود و در زندگى دنيا و خوراك و پوشش آن، زهدى پيامبرگونه داشت و مهدى(عج) در اين ميدان، به آن حضرت اقتدا خواهد كرد. امام صادق(ع) می‌فرماید:
اِنَّ قائِمَنا اِذا قامَ لَبِسَ لِباسَ عَلِىّ وَ سارَ بِسيرَتِهِ؛
وقتى قائم قيام كند، لباس على‏(ع) را در برمى‏كند و روش او را پيش مى‏گيرد.

او كه درباره خود سخت‌گير و دقيق است، با امت چون پدرى مهربان می‌ماند و آسايش و راحتى آنها را مى‏خواهد؛ به گونه‏اى كه در روايت امام رضا(ع) اين‌گونه توصيف شده است:
اَلْاِمام، الْاَنيسُ الرَّفيق وَالوالِدُ الشَّفيق وَالْاَخُ الشَّقيق وَالْأُمُّ البِرَّةِ بِالْوَلَدِ الصَّغير مفْزِعُ الْعِبادَ فِى الدّاهِية النَّاد؛
امام آن هم‌دم همراه و آن پدر مهربان و برادر تنى [كه پشتيبان برادر] است و مادر دل‌سوز نسبت به فرزند خردسال است و پناه‌گاه بندگان در واقعه هول‌ناك.

او چنان با امت صميمى و نزديك است كه همه او را پناه‌گاه خود مى‏دانند. پيامبر مكرم اسلام(ص) درباره مهدى(عج) می‌فرمایند:
امتش به او پناه مى‏برند آن‌گونه كه زنبورها به ملكه خود پناهنده مى‏شوند.

او مصداق كامل رهبرى است كه از ميان مردم برگزيده شده و در بين آنان و مانند آنها زندگى مى‏كند. به همين دليل، دردهاى آنها را به خوبى مى‏شناسد و درمان آن را مى‏داند و تمام همت خود را براى بهبود حال آنها به كار مى‏گيرد و در اين راه تنها به رضايت الهى مى‏انديشد. در اين صورت، چرا امت در كنار او به آرامش و امنيت نرسد و به كدام دليل دل به غير او بسپارد؟

مقبوليت عمومى
جلب رضایت عموم يكى از دغدغه‏هاى حكومت‏ها به شمار می‌آید، ولى به سبب ضعف‏هاى بسيارى كه در اداره مجموعه‏ها وجود داشته، چنين رضايتى حاصل نمی‌شود. ازويژگى‏هاى اساسى حكومت حضرت مهدى‏(عج) همين است كه همه افراد و اجتماعات بشرى آن را قبول دارند و نه‌تنها همه اهل زمين كه ساكنان آسمان نيز از آن حكومت الهى و فرمان‌رواى عدل‌گستر به طور كامل راضی‌اند.

پيامبر اسلام فرمود:شما را بشارت مى‏دهم به مهدى(عج)! اهل آسمان و زمين از او [و حكومت او] راضى هستند و چگونه ممكن است كه كسى از حاكميت مهدى(عج) ناراضى باشد و حال آن‌كه براى همه جهانيان روشن مى‏شود كه صلاح امر بشر و سعادت او در همه جنبه‏هاى مادى و معنوى تنها در سايه حكومت الهى آن حضرت است.

امام على(ع) می‌فرماید:... خداوند او را (امام مهدى را) به وسيله فرشتگان خود تأييد مى‏كند و ياران او را حفظ مى‏كند و به وسيله نشانه‏هاى خود ياري‌اش مى‏كند و او را بر اهل زمين پيروز مى‏گرداند، به گونه‏اى كه [همه] با ميل و رغبت يا به اكراه به او مى‏گروند و زمين را از عدل و داد و از روشنايى و دليل پر مى‏كند. شهرها به او ايمان مى‏آورند تا این‌که كافرى نمى‏ماند، جز آن‌كه ايمان مى‏آورد و زشت‌كارى نمى‏ماند، جز آن‌كه نيكو مى‏گردد و در حكومت او درندگان با هم آشتى مى‏كنند و زمين بركت‏هاى خود را بيرون مى‏ريزد و آسمان خيرات خود را فرو مى‏بارد و گنج‏هاى زمين براى او آشكار مى‏گردد... پس خوشا به حال آن‌كه روزگار او را ببيند و سخن او را بشنود!

نتيجه اين‌كه در همه عرصه‌هاي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي، تحول صورت مي‌گيرد و بهترين وضعيت ممكن براي عالم هستي به وجود مي‌آيد، به گونه‌اي كه ساكنان زمين و آسمان خشنود و راضي خواهند شد.

مدت حكومت دقيقاً مشخص نيست، اما با رجعت ائمه(ع) تا قيامت تداوم مي‌يابد و قلمرو آن سراسر زمين را در برخواهد گرفت.

برنامه‌های حکومت جهانی
برنامه‌های متعددی در حکومت جهانی آن حضرت انجام می‌شود؛ از جمله:

الف) برنامه فرهنگى‏
در حكومت جهانى امام مهدى‏(عج) تمامى فعاليت‏هاى فرهنگى، در جهت رشد و تعالى علمى و عملى مردم خواهد بود و با جهل و نادانى، در همه زمينه‏ها مقابله خواهد شد. مهم‌ترین محورهاى جهاد فرهنگى در حكومت حق عبارتند از:

1. احيای كتاب و سنت
پس از آن‌كه در همه اعصار، قرآن غريب و تنها می‌ماند و در حاشيه زندگى به فراموشى سپرده می‌شود، زمان حكومت آخرين حجت الهى، تعاليم حيات‌بخش قرآن به تمامى عرصه زندگى بشر وارد مى‌گردد. و سنت، بهترين الگوى حيات انسانى، در همه جا مطرح مى‏گردد و عمل‌كرد همگان با معيار خدشه‏ناپذير قرآن و عترت ارزيابى مى‏شود.

امام على(ع) در بيانى رسا حكومت قرآنى امام مهدى(عج) را چنين توصيف فرموده است:در روزگارى كه هواى نفس حكومت مى‏كند، امام مهدى(عج) ظهور مى‏كند و هدايت و رستگارى را جاي‌گزين هواى نفس مى‏سازد و در عصرى كه نظر شخصى بر قرآن مقدم شده است، افكار را متوجه قرآن مى‏گرداند و آن را حاكم بر جامعه مى‏سازد.

آن حضرت در بيانى ديگر، دوران ظهور قرآن و حضور آن را در زندگى بشر چنين بشارت می‌دهند:... گويى هم‌اكنون شيعيان خود را مى‏بينم كه در مسجد كوفه، خيمه‏ها زده‏اند و قرآن را بدان‌گونه كه نازل شده، به مردم مى‏آموزند...

ياد دادن و ياد گرفتن قرآن، نقطه شروعى براى ترويج فرهنگ قرآنى و حاكميت قرآن و احكام آن در همه حوزه‏هاى فردى و اجتماعى است.

2. گسترش معرفت و اخلاق‏
قرآن كريم و تعاليم اهل‌بیت(ع) بر رشد اخلاقى و معنوى بشر بسیار تأكيد دارند؛ زيرا اخلاق نیکو مهم‌ترین عامل رشد و تعالى انسان به سوى هدف بلند خلقت است. رسول اکرم(ص) هدف از پيامبرى خود را تكميل مكارم‌الاخلاق مى‏شمرد و قرآن نيز آن بزرگ‌وار را بهترين الگوى رفتارى براى همه مردم معرفى مى‏كند.

ولى با كمال تأسف به واسطه دورى بشر از راه‌نمايى‏هاى قرآن و اهل‌بیت(ع)، انحطاط اخلاقى در همه زمينه‏ها در جوامع بشرى و به ويژه جامعه مسلمانان آشكار گرديده و همين انحراف از ارزش‌هاى اخلاقى عامل مهم ويرانی حيات فردى و اجتماعى انسان‌ها شده است. حكومت امام مهدى(عج) ترويج ارزش‌هاى اخلاقى را در رأس برنامه‏هاى خود قرار خواهد داد.

امام باقر(ع) فرمود: اِذا قامَ قائمُنا وَضَعَ يَدَهُ عَلى رُؤُوسِ الْعِبادِ فَجَمَعَ بِهِ عُقُولُهُمْ وَ اَكْمَلَ بِه ِ‏اَخْلاقُهُمْ؛
زمانى كه قائم ما قيام كند، دست خود بر سر بندگان خواهد نهاد و عقل‏هاى ايشان را جمع خواهد كرد و اخلاق آنها را به كمال خواهد رساند.

از اين تعبير كنايه‏آميز و زيبا فهميده مى‏شود كه در پرتو حكومت مهدى‏(عج)، بستر مناسب براى كمال عقلى و اخلاقى بشر فراهم خواهد آمد؛ زيرا همان‌گونه كه اخلاق منحط و پست از نقصان عقل و خرد آدمى است، كمال عقل ظهور اخلاق نيكو را در انسان موجب خواهد شد.

از سوى ديگر محيط آكنده از هدايت‏هاى قرآن و سنت‏هاى الهى، آدمى را به سوى خوبى‏ها سوق مى‏دهد. بنابراين از درون و برون همه كشش‌ها به سوى فضيلت‌ها و زيبايى‌هاست و ارزش‌هاى الهى و انسانى این گونه عالم‌‏گير مى‏شود.

3. نهضت علمى‏
نهضت علمى و دانش بشرى به طور چشم‌گير و بى‏سابقه يكى از برنامه‏هاى فرهنگى حكومت امام مهدى(عج) كه خود منبع علوم و سرآمد همه عالمان زمان خويش است. پيامبر اسلام‏(ص) هنگام بشارت به آمدن مهدى(عج) به اين بخش از اقدام او اشاره فرموده است:

... نهمين امام از فرزندان امام حسين(ع) قائم ايشان است كه خداوند به دست او همه زمين را از روشنايى پر مى‏كند، پس از آن‌كه گرفتار تاريكى گشته است و تمام زمين را از عدالت و دادگرى مى‏آكند، پس از آن‌كه از ظلم و جور پر شده باشد و سراسر عالم را از علم و دانایى بهره‏مند مى‏سازد، پس از آن‌كه به جهل و نادانى گرفتار آمده باشد...

اين جنبش علمى و فكرى براى همه طبقات جامعه است و در اين شكوفايى بين مرد و زن فرقى نيست، بلكه زنان نيز به رتبه‏هاى بلند علمى و دين‏شناسى مى‏رسند.

امام باقر(ع) فرمود:در زمان امام مهدى‏(عج) به شما حكمت [و دانش] داده مى‏شود تا آن‌جا كه زن در درون خانه‏اش مطابق كتاب خدا و سنت پيامبر(ص) قضاوت مى‏كند.

اين مسئله از آگاهى و شناخت عميق از آيات قرآن و روايات اهل‌بیت(ع) حكايت دارد؛ زيرا قضاوت امرى دشوار و سنگين است.

4. مبارزه با بدعت‏ها
بدعت در مقابل سنت و به معناى نوآورى و داخل كردن انديشه‏ها و آرای شخصى در دين و دين‌دارى است. امام على(ع) در معرفى بدعت‌گذاران مى‏فرمايد:بدعت‌گذاران كسانى هستند كه با فرمان خدا و كتاب او و پيامبرش مخالفت مى‏ورزند و براساس رأى و هواهاى نفسانى خود عمل مى‏كنند، هرچند شمار آنها بسيار باشد.

بنابراين بدعت یعنی مخالفت با خدا، كتاب و پيامبر او و حاكم كردن هواهاى نفسانى و عمل كردن براساس تمايلات شخصى. اين جز آن است كه با الهام از كتاب و سنت و بر اساس معيارهاى الهى، تحقيق و تحليلى نو ارائه شود.

بدعت امرى است كه سنت و شيوه خدا و پيامبر را نابود مى‏كند و هيچ آفتى براى دين، چنين شكننده و نابودكننده نيست.

امام على(ع) فرمود:ما هَدَمَ الدّينَ مِثْلُ البِدَعِ؛
هيچ چيز مانند بدعت‏ها دين را ويران و تباه نكرده است.

به همين دليل، سنت‌مداران باید در مقابل بدعت‌گذاران، قيام كنند و از تزوير و نيرنگ آنها پرده بردارند و راه نادرست آنها را براى مردمان آشكار سازند و بدين‌گونه از گم‌راهى مردم جلوگيرى كنند.

پيامبر اكرم(ص) فرمود:هرگاه بدعت‏ها در ميان امتم آشكار شوند، بر عالم است كه علم و دانش خود را آشكار سازد. هركس چنين نكند، نفرين خدا بر او باد!

متأسفانه پس از پيامبر و راه روشن او، بدعت‏های بسیاری در دين گذاشتند و انحراف‌ها و كجى‏هایی در مسير دين‌دارى پديد آوردند و گم‌راهى‏های بسیاری در برابر مردم ایجاد کردند و بدين‌سان چهره دين را واژگونه ساختند و رخسار تاب‌ناك آیين را به حجاب‌هاى هواها و سليقه‏هاى شخصى پوشاندند و هرچند امامان معصوم(ع) و به دنبال ايشان عالمان دين كوشيدند، هم‌چنان راه بدعت‌گذارى و سنت‌سوزى باز ماند و در دوران غيبت سير صعودى گرفت.

اكنون عالم در انتظار است كه صاحب مكتب و منجى بشر و موعود قرآن بيايد و سنت‌ها در سايه‌سار حكومت او زنده گردد و بدعت‏ها برچيده شود. بى‌شك مبارزه با بدعت‌ها و گم‌راهی‌ها در رأس برنامه‏هاى اصلاحى اوست تا زمينه‏هاى هدايت و رشد و تعالى بشر فراهم گردد.

امام باقر(ع) در ضمن سخنى بلند در توصيف زمان ظهور آن حضرت فرمود:... وَلايَتْرُكُ بِدْعَةً اِلاَّ اَزالَها وَ لاسُنَّةً اِلاَّ اَقامَها... ؛
هيچ بدعتى را وانگذارد، مگر این‌که آن را از ريشه بركند و از هيچ سنتى نمى‏گذرد، مگر این‌که آن را بر پا خواهد فرمود.

ب) برنامه اقتصادى‏
اقتصاد سالم از شاخصه‏هاى جامعه سالم است. اگر از منابع ثروت در جامعه به درستى استفاده شود و امكانات توليد و توزيع در اختيار عده‏اى خاص نباشد، بلكه حكومت به همه قشرها توجه نماید و براى همه امكانِ بهره‏گيرى از سرمايه‏ها را فراهم كند، امكان رشد معنوى نيز در جامعه بيشتر می‌شود. در قرآن كريم و روايات معصومان(ع) نيز به جنبه اقتصادى و بهينه‌سازى وضع معيشتى مردم توجه شده است. بنابراين، در حكومت قرآنى حضرت مهدى(عج)، برنامه مطلوبى براى اقتصاد جهانی تدوين می‌گردد كه بر اساس آن، هم امر توليد سامان مى‏يابد و از منابع طبيعى و مواهب خدايى بهترين بهره‌بردارى مى‏شود و هم ثروت به دست آمده، به شكل عادلانه بين همه طبقات توزيع مى‏گردد.

روايات، اقتصاد دوران حاكميت حضرت را این گونه تشریح می‌کنند:

1. بهره‌ورى از منابع طبيعى‏
استفاده نكردن صحيح و بجا از مواهب الهى يكى از مشكلات بخش اقتصاد است. نه از تمام ظرفيت خاك استفاده مى‏شود و نه از آب به درستى در راه احيای زمين بهره‌بردارى مى‏گردد.

در زمان امام مهدى(عج) و به بركت حكومت حق او، آسمان، سخاوت‌مندانه مى‏بارد و زمين بى‏دريغ بار مى‏دهد. امام على(ع) فرمود:
... وَلَوْ قَدْ قامَ قائمُنا لَاَنْزَلَتِ السَّماءُ قَطْرَها وَ لَاَخْرَجَتِ اْلاَرْضُ نَباتَها... ؛
و چون قائم ما قيام كند، آسمان باران مى‏ريزد و زمين گياه بيرون مى‏آورد...

در زمان حاكميت آن حضرت، همه زمين و امكانات آن در اختيار امام خوبان قرار مى‏گيرد تا سرمايه‏اى كلان براى پى‏ريزى اقتصادى سالم فراهم شود.

امام باقر(ع) می‌فرماید:...تُطْوى‏ لَهُ الْاَرْضُ وَ تَظْهَرُ لَهُ الْكُنُوزُ... ؛
زمين براى او پيچيده مى‏شود (در لحظه‏اى از نقطه‏اى به نقطه ديگر مى‏رود) و تمام گنج‌هاى آن براى او آشكار مى‏گردد...

2. توزيع عادلانه ثروت‏
انباشته شدن ثروت در نزد گروهى خاص از مهم‌ترین عوامل اقتصاد بيمار در جوامع بشرى است. هميشه اين‌گونه بوده كه افراد يا جمعيت‏هايى كه براى خود به هر دليل امتيازى قائل بوده‏اند، بر انبارهاى ثروت عمومى چنگ انداخته و آن را در جهت منافع شخصى و گروهى به كار برده‏اند. امام مهدى(عج) با اينان مقابله خواهد كرد و ثروت همگانى را در اختيار عموم خواهد گذاشت و عدالت علوى را به همه نشان خواهد داد.

امام باقر(ع) فرمود:اِذا قامَ قائمُ اَهْلِ‌الْبَيْتِ قَسَّمَ بِالسَّويَّة وَعَدَلَ فِى الرَّعِيَّةِ... ؛
وقتى قائم خاندان پيامبر قيام كند، [اموال را] به [طور] مساوى تقسيم مى‏كند و در ميان خلق به عدالت رفتار مى‏كند.

در زمان آن حضرت، اصل مساوات و برابرى به اجرا درمى‏آيد و همگان از حقوق انسانى و الهى خود بهره‏مند مى‏شوند. پيامبر اكرم(ص) فرمود:
شما را به مهدى(عج) بشارت مى‏دهم كه در امت من برانگيخته خواهد شد...! او اموال را به درستى تقسيم مى‏كند.

كسى پرسيد: «مراد چيست؟» فرمود:يعنى بين مردم مساوات را اجرا خواهد كرد.
ره‌آورد اين مساوات در سطح جامعه، آن است كه فقر و تهي‌دستى ريشه‌كن می‌گردد و فاصله‏هاى طبقاتى برچيده مى‏شود.

امام باقر(ع) فرمود:... امام مهدى(عج) ميان مردم به مساوات رفتار مى‏كند، به گونه‏اى كه كسى پيدا نشود كه نيازمند زكات باشد.

3. عمران و آبادانى‏
در حكومت‏هاى بشرى، بخش‏هايى از محيط زندگى آباد مى‏شود كه به نحوى در ارتباط با حاكمان و اطرافيان و هم‌فكران ايشان و يا طبقه اشراف و بزرگان و صاحب نفوذها باشد و بقيه طبقات فراموش مى‏شوند، ولى در حكومت امام مهدى(عج) كه امر توليد و توزيع سامان‌دهى مى‏گردد، افراد در همه جا به نعمت و آبادانى مى‏رسند.

امام باقر(ع) در توصيف روزگار امام مهدى(عج) مى‏فرمايد:... فَلا يَبْقى فِى الْاَرْضِ خَرابٌ اِلاَّ عُمِّرَ...؛
در تمام زمين هيچ ويرانه‏اى نمى‏ماند جز این‌که آباد مى‏گردد.

ج) برنامه اجتماعى‏
پرداختن به برنامه‏هاى اجتماعى يكى از ابعاد اصلاح ساختار جامعه بشرى است. در حكومت دادگستر بزرگ عالم، براى سامان‌بخشى اجتماع، برنامه‏هايى بر اساس تعاليم قرآن و سنت اهل‌بیت(ع) در نظر گرفته می‌شود كه به سبب اجراى آنها، محيط زندگى، زمينه‏اى آماده براى رشد و تعالى افراد خواهد بود.

در جهانى كه تحت حاكميت الهى است، خوبى‏ها ترويج مى‏شود و از بدى‏ها نهى مى‏گردد و با بدكاران برخورد قانونى مى‏شود و نيز حقوق اجتماعى افراد به مساوات پرداخت مى‏‌گردد و عدالت اجتماعى به معناى واقعى آن اجرا مى‏شود. روايات به جلوه‌هایی از آن دنياى زيبايى و خوبى پرداخته‌اند:

1. احيا و گسترش امر به معروف و نهى از منكر
فريضه بزرگ امر به معروف و نهى از منكر در حكومت جهانى امام مهدى(عج) به صورت گسترده به اجرا گذاشته خواهد شد. همان واجبى كه قرآن كريم بر آن تأكيد ورزيده و آن را از ويژگى‏هاى امت اسلامى که برگزيده امت‏ها است، برمی‌شمارد؛ همان امرى كه به سبب آن همه واجبات الهى اقامه مى‏گردد و واگذاشتن آن، عامل اساسى در هلاكت و نابودى خوبى‏ها و رشد و زيادى بدى‏ها در اجتماعات بوده است. از بهترين و والاترين مراتب امر به معروف و نهى از منكر آن است كه رئيس حكومت و كارگزاران آن امركننده به خوبى‏ها و بازدارنده از زشتى‏ها باشند.

امام باقر(ع) فرمود:اَلْمَهدى‏ وَ اصْحابُهُ... يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ؛
مهدى و ياران او... امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند.

2. مبارزه با فساد و رذایل اخلاقى‏
نهى از منكر تنها به زبان نخواهد بود، بلكه در عمل با منكرات و زشتى‏ها مقابله خواهد شد تا جايى براى فساد و رذایل اخلاقى در جامعه نماند و محيط زندگى از زشتى‏ها پاك گردد. در دعاى ندبه كه آهنگ فراق و نواى جدايى از يار غايب است، مى‏خوانيم:أَيْنَ قاطِعُ حَبائلِ الْكِذْبِ وَالْاِفْتِراءِ اَيْنَ طامِسُ آثارَ الزَّيْغِ وَالْأَهْواءِ؛
كجاست آن‌كه ريسمان‌هاى دروغ و افترا را ريشه‌كن خواهدكرد؟ كجاست آن‌كه آثار گم‌راهى و هوا و هوس را نابود خواهد ساخت؟

3. اجراى حدود الهى‏
برخورد با مفسدان و تبه‌كاران جامعه، شيوه‏هاى گوناگون دارد. در حكومت امام مهدى(عج) از سويى، با شيوه‏هاى فرهنگى و تعليم معارف و تحكيم عقاید و ايمان، فاسقان و بزه‌كاران را به راه صلاح و راستى برمى‏گردانند و از سوى ديگر، با تأمين نيازهاى مشروع و معقول زندگى و اجراى عدالت اجتماعى، راه را بر فساد و تباهى مى‏بندند، ولى کسانی كه با وجود همه اينها، راه تجاوز به حقوق ديگران و زير پا گذاشتن احكام الهى را مى‏پيمايند و چارچوب قانون را نمى‏پذيرند، با آنها به گونه‏اى شديد برخورد مى‏شود كه سد راه تبه‌كارى آنها گردد و نيز از ادامه روند فساد در جامعه توسط ديگران جلوگيرى شود و این کار با اجراى حدود الهى درباره مفسدان میسر می‌گردد كه حد و مرز آن در قوانين كيفرى اسلام بيان گرديده است.

حضرت جواد(ع) در مورد ویژگی‌های امام مهدى(عج) از قول پیامبر اکرم می‌فرماید:او حدود الهى را اقامه [و اجرا] خواهد كرد.

4. عدالت قضايى‏
اجرای عدالت در همه بخش‌ها در رأس برنامه‏هاى حكومتى امام مهدى(عج) قرار دارد و آن حضرت همه عالم را پر از عدالت و دادگرى مى‏كند، همان‌گونه كه از ظلم و ستم آكنده باشد. قضاوت از مهم‌ترین حوزه‏هاى اجراى عدالت به شمار می‌آید كه در این مورد بيشترين ظلم‏ها و حق‌كشى‏ها صورت گرفته و اموال، به ناحق مصادره گشته و خون‌ها، به ناحق ريخته شده و آبروى بى‏گناهان به خطر افتاده است.

در محاكم قضايى دنيا، بيشترين ظلم بر مستضعفان عالم شده و احكام صادره از آنها تحت تأثير نفوذ قدرت‌مندان و حاكمان ستم‌گر، مال و جان افراد و گروه‌هاى بسيارى را به ناحق نابود كرده است. قاضيان دنياطلب نيز براى جلب منافع مادى براى خود و وابستگانشان، حكم‏هاى ظالمانه بسيارى را نوشته و اجرا كرده‏اند و خلاصه این‌که چه بسيار بى‏گناهى كه به دار آويخته شد و چه بسا تبه‌كار و مجرمى كه قانون خدا درباره او اجرا نگرديد! حاكميت عدل‌گستر امام مهدى(عج) پايان همه ظلم‏ها و نهايت همه حق‌كشى‏هاست.

او كه مظهر عدالت پروردگار به شمار می‌آید، محكمه‏هايى دادگستر ايجاد مى‏كند و قاضيانى صالح و مجريانى دقيق و خداترس مى‏گمارد تا به هيچ‌كس در هيچ‌جاى عالم كم‌ترين ستمى نرود. حضرت رضا(ع) در توصيف امام مهدى‏(عج) و دوران طلایى ظهورش می‌فرماید:فَاِذا خَرَجَ اَشْرَقَتِ الْاَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ وَضَعَ ميزانَ الْعَدْلِ بَيْنَ النَّاسِ فَلا يَظْلِمُ اَحَدٌ اَحَداً؛
وقتى او قيام كند، زمين به نور پروردگار روشن گردد و آن حضرت ترازوى عدالت در ميان خلق نهد؛ پس [چنان عدالت را جارى كند كه] هيچ كس بر ديگرى ظلم و ستم روا ندارد.

از اين روايت، دانسته مى‏شود كه عدالت قضايى حضرت چنان گسترده و دقيق است كه راه را بر ظالمان و سودجويان مى‏بندد و از تكرار ستم و عادى شدن تجاوز به حق ديگران، جلوگيرى مى‏كند.

نتيجه اين‌كه حضرت براي برقراری عدالت فراگير و همه‌جانبه و محو ستم در جامعه جهاني، برنامه‌هاي جامع و كاملي در همه عرصه‌هاي مادي و معنوي زندگي بشر دارد، اين برنامه‌ها امور فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي را در برمي‌گيرد.

دست‌آوردهای حکومت جهانی
دست‌آوردهای حکومت جهانی آن حضرت عبارتند از:

ـ عدالت فراگير
در روايات بسیاری، مهم‌ترین ره‌آورد قيام و انقلاب حضرت مهدى(عج) پر شدن جهان از عدالت و دادگرى شمرده شده است كه در ذکر اهداف حكومت، درباره آن سخن گفتيم. اما در اين‌جا، اين واقعيت را مى‏افزاييم كه در حاكميت قائم آل‌محمد(ص) عدالت در همه سطوح جامعه به صورت جريانی جارى در تمام مويرگ‌هاى اجتماع درمى‏آيد و هيچ نهاد و مجموعه كوچك يا بزرگى نمى‏ماند مگر این‌که عدالت در آن حاكم خواهد گشت و روابط افراد با يك‌ديگر بر اساس آن پى‏ريزى خواهد شد.

امام صادق(ع) در اين باره فرمود:به خدا قسم، عدالت را در خانه‏هاى مردم خواهد برد آن‌چنان كه سرما و گرما به درون خانه‏ها نفوذ مى‏كند!
وقتى خانه، كوچك‌ترين نهاد در جامعه، به كانون عدالت تبديل مى‏شود و روابط افراد خانواده با يك‌ديگر عادلانه مى‏گردد، حكايت از آن دارد كه حكومت جهانى و عدل‌گستر مهدوى، نه با ابزار زور و قانون، بلكه بر اساس تربيت قرآنى كه به عدالت و احسان امر می‌کند، افراد را پرورش مى‏دهد و در فضايى اين چنين، همگان به حكم وظيفه انسانى و الهى خود، حقوق ديگران را گرچه از نظر رتبه و مقام، جايگاهى نداشته باشند، محترم مى‏شمارند.

عدالت در جامعه موعود مهدوى، جريان فرهنگى اصيل و با پشتوانه قرآنى و حكومتى است كه تخلف از آن تنها توسط معدودى از افراد كه خودمحور و منفعت‌طلب هستند و به دور از تعاليم قرآن و اهل‏بيت‏(ع) پرورش يافته‏اند، صورت مى‏گيرد كه حاكميت عدالت‌پرور، با آنها برخورد جدى مى‏كند و رشد ريشه دوانيدن را به آنها اجازه نمى‏دهد و به ويژه از نفوذ آنها به سطوح حاكميت جلوگيرى مى‏كند.

آرى عدالتى چنين فراگير ره‏آورد حكومت مهدى منتظر(عج) است و بدين‌سان عالى‏ترين هدف انقلاب امام مهدى(عج) یعنی پر كردن عالم از عدل و داد، به شكل كامل تحقق خواهد يافت و ستم و حق‌كشى در همه زواياى جامعه حتى در روابط اعضاى خانواده با يك‌ديگر از بين خواهد رفت.

ـ رشد فكرى، اخلاقى و ايمانى
گفتيم كه همه‏گير شدن عدالت در جامعه، به سبب تربيت صحيح افراد و رواج فرهنگ قرآن و عترت در جامعه است و روايات به رشد فكرى و اخلاقى و ايمانى مردم در حاكميت امام مهدى(عج) تصريح می‌کنند.
امام باقر(ع) فرمود:
وقتى قائم ما قيام كند، دست [عنايت] خويش بر سر بندگان خدا نهد و به بركت آن، عقل و خرد آنها به كمال رسد.
همه خوبى‏ها و زيبايى‏ها به دنبال كمال عقل انسان، به دست مى‏آيد؛ زيرا عقل، پيامبر درونى انسان است كه در صورت حاكم بودن آن بر كشور جسم و جان، انديشه و عمل آدمى به سوى صلاح و درستى خواهد رفت و مسير بندگى پروردگار و نيل به سعادت، هموار خواهد شد. از امام صادق(ع) سؤال شد كه عقل چيست؟ فرمود:
عقل آن [حقيقتى‏] است كه به سبب آن، خداوند عبادت مى‏شود و به [راه‌نمايى‏] آن، بهشت به دست مى‏آيد.
امروزه مى‏بينيم كه در جامعه بدون امام و حاكميت او، شهوات بر عقل، غلبه دارد و نفس سركش، يگانه فرمان‌رواى افراد و گروه‌ها و احزاب است و پي‌آمد اين وضعيت پاي‌مال شدن حقوق افراد و فراموش شدن ارزش‌هاى الهى است، ولى درجامعه موعود و درسايه فرمان‌روایى حجت خدا كه عقل كل به شمار می‌آید، عقول انسان‌ها، ميدان‌دار و سكان‏دار تصميم و اقدام خواهد بود و عقلِ به كمال رسيده، جز به خوبى و زيبايى فرمان نمى‏دهد.
3. اتّحاد و هم‌دلى‏
برابر روايات، جمعيتى كه تحت حاكميت جهانى امام مهدى(عج) به سر مى‏برند، با هم متحد و صميمى خواهند بود و در زمان برپايى دولت مهدوى، جايى براى كينه و دشمنى در دل‏هاى بندگان خدا نخواهد ماند. امام على(ع) فرمود:
وَلَوْ قَدْقامَ قائِمُنا... لَذَهَبْتِ الشَّحْناءُ، مِنْ قُلُوبِ الْعِبادِ...؛
وقتى قائم ما قيام كند، كينه از دل‌هاى بندگان برود. در آن زمان ديگر بهانه‏اى براى كينه‌توزى نيست؛ زيرا كه روزگار عدل و دادگرى است و حقى از كسى ضايع نمى‏شود و روزگار خردورزى و تعقل است، نه عقل‌ستيزى و شهوت‌پرستى.
بنابراين، زمينه‏اى براى دشمنى و كينه‏جويى باقى نمى‏ماند. از اين رو، دل‌هاى مردم كه تا پيش از اين، پراكنده و دور از هم بود، انس و الفت مى‌گیرد و همگان به برادرى و اخوت قرآنى باز مى‏گردند و با يك‌ديگر هم‌دل و مهربان مى‏شوند. امام صادق‏(ع) در وصف روزگار سبز مهدوى فرموده است:
[در آن ايام‏] خداوند وحدت و الفت بين قلوب پريشان و پراكنده برقرار كند.
و اگر دست خدا در كار باشد، ديگر عجيب نيست كه اين هم‌دلى و صميميت به جايى رسد كه تصور آن در دنياى كنونى دشوار باشد؛ دنیایی كه بحران تضادها و كشمكش‏هاى مادى در آن به اوج خود رسيده است. امام صادق(ع) فرمودند:وقتى قائم ما قيام كند، دوستى واقعى و صميميت حقيقى بيان مى‏شود. هر نيازمندى دست مى‏برد و از جيب برادر ايمانى‏اش به مقدار نياز برمى‏دارد و برادرش او را منع نمى‏كند.

ـ سلامت جسمى و روانى
بروز بيمارى‏هاى سخت و لاعلاج يكى از مشكلات بشر امروز به شمار می‌آید كه محصول عوامل گوناگون از جمله آلودگى محيط ‌زيست به سبب به‌كارگيرى سلاح‏هاى شيميايى، اتمى و ميكروبى است. هم‌چنين روابط نامشروع انسان‌ها با يك‌ديگر و نيز از بين بردن جنگل‏ها و آب‏هاى دريا از ديگر عوامل ظهور بيماري‌هايى مانند: ایدز، جذام، طاعون، فلج، سكته و ده‌ها بيمارى ديگر است كه بهداشت و درمان پيشرفته امروزى نيز به معالجه آنها قادر نيست. بر بيمارى‏هاى جسمى بايد فهرست بلندى از امراض روحى و روانى را نيز افزود كه زندگى را براى مردم جهان تلخ و تحمل‌ناپذیر كرده كه اين نيز به سبب روابط غلط حاكم بر جهان و انسان‌هاست.

در دولت كريمه مهدوى، بيمارى‏هاى جسمى و روانى انسان از بين مى‏رود و قواى بدنى و روحى انسان به طور شگفت‌انگيزى نيرومند مى‏گردد. امام صادق(ع) فرمود:هنگامى كه حضرت قائم(عج) قيام كند، خداوند بيماري‌ها را از مؤمنان دور مى‏سازد و تن‌درستى را به آنان باز مى‏گرداند.

در دولت آن سرور خلایق كه دانش به گونه‏اى شگفت پيشرفت مى‏كند، هيچ بيمارى لاعلاجى نمى‏ماند و بهداشت و طب، رشد چشم‌گيرى خواهد داشت و نيز به بركت وجود آن حضرت، بيماران شفا خواهند گرفت.

امام باقر(ع) فرمود:
هركس قائم اهل‌بیت مرا درك كند، اگر به بيمارى دچار باشد، شفا مى‏يابد و چنان‌چه دچار ناتوانى باشد، توانا و نيرومند مى‏گردد.
ـ خير و بركت فراوان‏
خير و بركت فراوان و بى‌سابقه از دست‌آوردهاى بزرگ حكومت قائم آل‌محمد(ص) است. در زمان دولت او، همه‌جا سبز و خرم می‌گردد و نشاط و حيات مى‏يابد؛ آسمان مى‏بارد و زمين مى‏روياند و بركات الهى سرشار و بى‏شمار مى‏گردد. امام صادق(ع) فرمود:...خداوند به سبب او (امام مهدى(عج)) بركات آسمان‌ها و زمين را جارى مى‏كند. [در ايام دولت او] آسمان مى‏بارد و زمين دانه مى‏دهد.


در سايه حكومت آن حضرت، كويرى نمى‏ماند و همه زمين‏ها جامه حيات و شادابى به تن مى‏كنند. اين تحول چشم‌گير و فراوانى بى‏نظير، به جهت آن است كه روزگار مهدى(عج)، زمان جوانه زدن نهال پاكى و تقوا و شكوفايى گل‌هاى ايمان است و مردم در همه اصناف و طبقات، تحت تربيت الهى قرار می‌گیرند و روابط خود را بر اساس ارزش‌هاى خدایى انجام مى‏دهند و خداوند وعده فرموده كه چنين محيط پاكى را از بركات و خيرات، سيراب گرداند:«وَلَوْ اَنَّ اَهْلَ القُرى‏ امَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالْاَرْضِ»؛
اگر مردم شهرها ايمان آورده و تقوا پيشه مى‏كردند، [درهاى‏] بركات آسمان و زمين را به رویشان باز مى‏كرديم.

ـ ريشه‌كن شدن فقر
وقتى همه منابع زمينى براى امام مهدى(عج) آشكار گردد و بركات آسمان و زمين، بر مردم زمان او بى‏دريغ جريان يابد و بيت‏المال به عدالت تقسيم گردد، جايى براى تهي‌دستى نمى‏ماند و بشر در دولت امام مهدى(عج) براى هميشه از چنگال فقر و ندارى رها مى‏شود.

در روزگار او روابط اقتصادى، براساس برادرى و برابرى شكل مى‏گيرد و اصل سودجویى و منفعت‏طلبى شخصى، جاى خود را به حس دل‌سوزى و غم‌خوارى و مواسات با برادران دينى مى‏دهد و در اين حال، همه يك‌ديگر را اعضاى يك خانواده می‌دانند و بوى يگانگى و يك‌رنگى در همه جا به مشام مى‏رسد.

امام باقر(ع) فرمود:...امام مهدى(عج) هر سال دو بار به مردم مى‏بخشد و در هر ماه دو بار به آنها روزى [و نياز زندگى] عطا مى‏كند و [در اين كار] به مساوات بين مردم عمل مى‏نمايد تا این‌که [چنان مردم بى‌نياز مى‏شوند كه‏] هيچ نيازمندى به زكات پيدا نمى‏شود...!

از روايات استفاده مى‏شود كه بی‌نیازی مردم به جهت روحيه قناعت و بى‏نيازى روحى است. به بيان ديگر، پيش از آن‌كه مردم از بيرون، صاحب مال فراوان شوند و بى‏نياز گردند، از درون، روح بى‏نيازى در آنها به وجود می‌آید و به آن‌چه خداوند از فضل خويش به آنها عطا كرده، راضى و خشنود مى‏گردند و بنابراين چشمى به اموال ديگران ندارند.

پيامبر اسلام(ص) در توصيف روزگار دولت مهدوى‏(عج) فرموده است:
...خداوند [روح‏] بى‏نيازى را در دل‏هاى بندگان قرار مى‏دهد.

اين در حالى صورت می‌گیرد كه پيش از ظهور، روحيه آزمندى و زياده‏طلبى، عامل مؤثرى در رقابت‏هاى غلط و انباشتن اموال و انفاق نكردن آنها به نيازمندان بوده است. خلاصه این‌که در زمان امام مهدى‏(عج) بى‏نيازى از بيرون و درون خواهد بود. از سویى ثروت سرشار، به عدالت تقسيم مى‏گردد و از سوى ديگر قناعت، ويژگى اخلاقى مردمان مى‏شود.

پيامبر اكرم(ص) در این زمینه می‌فرماید:و خداوند دل‏هاى امت محمد(ص) را از بى‏نيازى پر مى‏كند و عدالت مهدوى همه آنها را در برمى‏گيرد، به گونه‏اى كه حضرت مهدى‏(عج) امر مى‏كند تا ندا دهنده‏اى اعلام كند: «چه كسى نيازمند مال است؟» پس كسى در ميان مردم برنخيزد مگر يك نفر! پس امام [به او] مى‏فرمايد: «نزد خزانه‌دار برو و به او بگو: مهدى‏(عج) به تو فرمان مى‏دهد كه به من مالى بدهى.» پس خزانه‌دار به او مى‏گويد: «جامه‏ات را بياور،» تا این‌که وسط جامه‏اش را پر مى‏كند و چون آن را بر دوش مى‏كشد، پشيمان مى‏شود و مى‏گويد: «چرا در ميان امت محمد(ص) من از همه حريص‏تر باشم...!» پس مال را بر مى‏گرداند، ولى از او قبول نمى‏شود و به او گفته مى‏شود: ما آن‌چه عطا كرديم باز پس نمى‏گيريم.

ـ حاكميت اسلام و نابودى كفر
قرآن كريم وعده داده است كه خداوند متعال دين مقدس اسلام را جهان‏گير خواهد كرد:
«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»؛
او كسى است كه پيامبرش را با هدايت و دين درست، فرستاد تا آن را بر هر چه دين است پيروز گرداند، هرچند مشركان خوش نداشته باشند.

و شكى نيست كه وعده خداوند انجام‌شدنى و تخلف‏ناپذير است، چنان‌كه قرآن می‌فرماید:«اِنَّ اللَّهَ لايُخْلِفُ الْمِيعادَ»؛
به راستی که خداوند در وعده خود خلاف ندارد.

ولى روشن است كه با وجود همه مجاهدت‏ها و تلاش‏هاى بى‏دريغ پيامبر(ص) و اولياي خدا تاكنون چنين رويداد مباركى به وقوع نپيوسته و همه مسلمانان اميد دارند كه اين روزگار فرا رسد. البته اين آرزويى حقيقى است كه از گفتار پيشوايان معصوم‏(ع) سرچشمه می‌گیرد. بنابراين در سايه حاكميت آن ولى پروردگار، پرچم توحید با بانگ «اشهد أن‏ لا اله ‏الا اللّه» و علم اسلام با نواى «اشهد ان محمّداً رسول‏ اللّه» زده می‌شود و از شرك و كفر اثرى باقى نخواهد ماند. امام باقر(ع) در توضيح آيه «وَقاتِلُوهُمْ حَتَّى لاتَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدّينُ كله اللّه» فرمود:
تأويل اين آيه هنوز نيامده است و هرگاه قائم ما قيام كند، آن كس كه زمان او را دريابد، تأويل اين آيه را خواهد ديد و هر آينه [در آن زمان‏] دين محمد(ص) به هر كجا كه شب مى‏رسد، خواهد رسيد [و عالم‌گير خواهد شد]، به گونه‏اى كه بر سطح زمين، اثرى از شرك نخواهد ماند؛ همان‌گونه كه خداوند فرموده [وعده نموده‏] است.

البته اين جهان‌شمولى اسلام، به سبب حقانيت و واقعيت اسلام است كه در روزگار مهدى(عج) هرچه بيشتر و بهتر آشكار خواهد شد و همگان را به خود جلب خواهد كرد، مگر آنان كه از روى سركشى طغيان کنند كه با شمشير عدل مهدوى كه دست انتقام پروردگار است، روبه‌رو خواهند شد. اين وحدت عقيدتى كه در پرتو حكومت امام مهدى به دست مى‏آيد، زمينه بسيار مناسبى براى تشكيل جامعه واحد جهانى است و جهان به دنبال همين اتحاد و يگانگىِ در اعتقاد، به يك قانون و نظام توحيدى تن مى‏دهد و آن را مى‏پذيرد و سپس در سايه آن، روابط فردى و اجتماعى خود را بر اساس معيارهايى تنظیم می‌کند كه از يك عقيده و مرام گرفته شده، و طبق اين بيان، وحدتِ عقيدتى و جمع شدن همه مردم در زير يك پرچم و دينِ واحد، ضرورت و نيازی جدى است كه در حكومت امام مهدى(عج) حاصل خواهد شد.

ـ امنيت عمومى
امنيت كه از بزرگ‌ترين نعمت‌هاى الهى و از عالى‏ترين آرزوهاى انسان است، در حاكميت امام مهدى(عج) به دست مى‏آيد. وقتى مردم از عقيده و مرامى واحد پيروى كنند و در روابط اجتماعى خود به اصول بلند اخلاقى پاى‌بند باشند و عدالت در تمام مويرگ‌هاى حيات فردى و جمعى بشر جارى گردد، بهانه‏اى براى ناامنى و ترس در هيچ بخشى از زندگى باقى نمى‏ماند. در جامعه‏اى كه هر كسى به حقوق الهى و انسانى خود مى‏رسد و با تجاوز و حق‌كشى، گرچه در طبقه حاكمان و دركمترين میزان آن باشد، برخورد قانونى مى‏شود، امنيت عمومى و اجتماعى شكل مى‏گيرد.

امام على‏(ع) فرمود:به دست ما [و در حكومت ما] روزگار سختى‏ها سپرى مى‏گردد... و چون قائم ما قيام كند، كينه‏ها از دل‏ها بيرون رود، حيوانات نيز با هم سازگارى كنند. [در آن روزگار چنان محيط امنى ايجاد شود] كه زن، با همه زيب و زيور خود، از عراق تا شام برود... و چيزى او را نترساند.

البته براى ما كه در روزگار بى‏عدالتى‏ها، آزمندى‏ها و كينه‌توزي‌ها به سر مى‏بريم، تصور چنان دورانِ سبزى، بسيار دشوار است ولى چنان‌كه گفته شد، اگر به عوامل آن همه بدى و زشتى بنگريم و بينديشيم كه اين عوامل در حاكميت حكومت حق ريشه‌كن خواهد شد، خواهيم دانست كه وعده الهى در تحقق جامعه امن و آرام، حتمى است.

قرآن كريم می‌فرماید:خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده‏اند... وعده داده كه به يقين در روى زمين، ايشان را خليفه [و جانشين خود] گرداند... و پس از این‌که در ترس و نگرانى قرار داشتند، امن و آرامش را به ايشان عطا فرمايد...

و امام صادق(ع) در معناى اين آيه فرموده است:اين آيه درباره [امام] قائم(عج) و يارانش نازل شده است.

ـ گسترش دانش
در دوران حكومت حضرت مهدى‏(عج)، اسرار علمى فراوان در علوم اسلامى و انسانى اشكار مى‏شود و دانش بشرى به گونه‏اى تصورناپذیر توسعه مى‏يابد. امام صادق‏(ع) مى‏فرمايد:علم و دانش، 27 حرف است و همه آن‌چه پيامبران آورده‏اند، تنها دو حرف آن است و مردم تاكنون جز با آن دو حرف آشنايى ندارند و هنگامى كه قائم ما قيام كند، 25 حرف ديگر را بيرون آورده و درميان مردم گسترش دهد و آن دو حرف را نيز به آنها ضميمه ساخته و مجموع 27 حرف را منتشر خواهد كرد.

بديهى است كه رشد و توسعه علمى در همه زمينه‏ها براى انسان روى مى‏دهد و روايات متعدد نشان مى‏دهد که فاصله دانش صنعتى در آن زمان، با صنعت كنونى، بسيار زياد خواهد بود؛ همان‌گونه كه صنعت كنونى با قرن‏هاى پيشين تفاوت چشم‌گيرى دارد. امام صادق(ع) درباره چگونگى ارتباطات در حكومت امام مهدى مى‏فرمايد:در روزگار قائم‏(عج) مؤمن در مشرق زمين، برادرش را كه در مغرب زمين است، مى‏بيند...

و نيز مى‏فرمايد:هنگامى كه قائم ما قيام كند، خداوند قدرت شنوايى و بينايى شيعيان ما را افزايش مى‏دهد، به گونه‏اى كه آن حضرت از فاصله يك بريد (چهار فرسنگ) با شيعيان خود سخن مى‏گويد و آنان سخن او را مى‏شنوند و او را مى‏بينند، در حالى كه حضرت در جايگاه خود قرار دارد.

درباره ميزان آگاهى حضرت مهدى(عج) از احوال مردم، در روايت چنین آمده است:اگر كسى در خانه خودش سخنى بگويد، بيم آن دارد كه مبادا ديوارهاى خانه‏اش گزارش دهند.

درک این روایات با توجه به وسايل پيشرفته ارتباطى، آسان‌تر است، ولى روشن نيست كه آيا همين وسایل به صورت پيشرفته‏تر به كار گرفته مى‏شود يا سيستم ديگرى كه پيچيدگى بيشترى دارد، جاي‌گزين وسایل امروزى خواهد شد.

نتیجه
از مجموعه رواياتي كه دربارة وقايع قيام حضرت مهدي موعود(عج) وجود دارد، چنين برمي‌آيد كه آن امام گرامي، پس از غيبتي طولاني، به فرمان خدا در مكه و كنار كعبه، ميان ركن و مقام، ظهور مي‌فرمايد؛ ‌پرچم، شمشير، عمامه و پيراهن پيامبر با اوست و فرشتگان او را ياري مي‌دهند؛ خشم‌گين و از روی خون‌خواهی قيام مي‌كند و به قتل بي‌امان دشمنان خدا و اسلام مي‌پردازد و از ستم‌گران انتقام مي‌گيرد.

ياران ويژة او 313 نفرند كه در مكه با او بيعت مي‌كنند و امام مدتي در آن‌جا مي‌ماند و بعد به سوي مدينه مي‌آيد. ياران او مرداني جنگ‌جو، سلحشور، صالح، باايمان و راهبان شب و شيران روزند؛ دل‌هاشان چون آهن محكم است و در اطاعت از آن حضرت بسيار كوشا هستند و به هر سو رو آورند، پيروز مي‌شوند.

امام(عج) پس از مبارزاتي در مدينه، با سپاه خود به سوي عراق و كوفه مي‌آيد. در كوفه با سيد حسني ملاقات مي‌كند و سيد حسني و سپاهيانش با امام بيعت مي‌كنند و عيساي مسيح(ع) نيز از آسمان فرود آمده، امام را ياري مي‌كند و در نماز به امام اقتدا مي‌نمايد.

کوفه مركز حكومت امام كوفه است و امام شرق و غرب جهان را فتح می‌کند و اسلام را بر سراسر جهان حكم‌فرما مي‌سازد و دين را تجديد مي‌فرماید و غبار نادرستی‌ها را از چهرة اسلام راستين مي‌زدايد؛ طبق كتاب خدا و سنت پيامبر رفتار و حكومت مي‌فرمايد و مانند امير‌مؤمنان غذايش ساده و لباسش خشن است.

در حكومت امام، بركات زمين آشكار می‌گردد و ثروت و نعمت بسيار مي‌شود؛ فقر از بين مي‌رود و همگان چنان در رفاه و نعمت خواهند بود كه كسي براي پرداخت زكات و صدقه فقيري نمي‌يابد و به هركس رجوع كند، كسي از او نمي‌پذيرد.

به شوق مجاورت با امام(عج)، آن قدر از مؤمنان و پيروان در كوفه ساكن مي‌شوند كه براي گنجايش نمازگزاراني كه به امام اقتدا مي‌كنند، مسجدي بسيار وسيع بنا مي‌كنند كه هزار درب دارد.

در حكومت امام(عج)، عدل و امنيت چنان در همه‌جا سايه‌گستر مي‌شود كه اگر پيرزني طبقي طلا و جواهر بر سر گيرد و به تنهايي و پياده از شهري به شهري برود، كسي مزاحم او نمي‌گردد و در ثروت او طمع نمي‌كند. زمين گنجينه‌ها و دفينه‌هاي خود را براي امام(عج) ظاهر مي‌سازد و امام تمام ويراني‌هاي ستم‌ديدگان را آباد مي‌كند.

وقتي آن بزرگ‌وار قيام كند، خداوند به ديدگان و گوش‌هاي پيروان او مدد مي‌بخشد تا حایلي ميان آنان و امامشان نباشد و او با آنان سخن مي‌گويد و آنان سخن او را مي‌شنوند و به او مي‌نگرند؛ در حالي كه امام در جاي خود قرار دارد. هنگام ظهور آن حضرت، خدا دست لطف و رحمت خود را بر سر بندگان خويش مي‌گذارد و عقل‌هاي آنان كامل مي‌شود.

آن امام گرامي ميان مردم به روش حضرت داوود و حضرت محمد(ص) داوري مي‌كند و سنت رسول گرامي اسلام(ص) را انجام مي‌دهد و همانند رسول خدا، سنت‌هاي جاهلي را از بين مي‌برد و اسلام را دوباره حيات مي‌بخشد.

تقدیم به یگانه دادگستر جهان، مهدی موعود(عج)
قـبـلــة عـشـق
ز فراق رخـت اي ماه منيرم، چه كنـ‌ـم
به كمند تو گرفتـار و اسيــرم ، چه كنـــم

صبح و شب كار دلم گشته غم روي تو گل
ترسم از گلشن تو غنچه نچينم، چـه كنــم

طعنه‌ها بشنــوم و منتظرم بــر ســر راه
گر زعشقت سر راهت منشينم، چه كنــم

قبلة عشـق منــي، اي گل پر نقش و نگار
در سجودم همه تصوير تو بينم، چه كنــم

حق‌پرستم من و مجنون شده‌ام در ره تو
عاقبت گوشة ميخانه نشيـنم ، چه كنــــم

يا كه مجنون شوم و سر به بيابان بنـهم
يا كه بيژن شوم و چاه گزينـم ، چــه كنــم

با تو دنيا همه شهد است و همه شيريني
بي‌تو رنج و غم و مرگ است قرينم ، چه كنم

خون دل مي‌خورم و درد به جان مي‌طلبم
عاقبت گوشة ميخانه نشيـنم ، چه كنــــم

ماه شعبان و همه منتظر ديـدن مــاه
روي قرص قمرت را چو نبينم ، چــه كنـم

بارالهــا دلم از رحمــت تو غافل نيســت
گرچه من غرق گناهان زمينم ، چـه كنـم

منابع
1. محمّد ابن بابویه، الخصال، ترجمه: مدرس گیلانی، نشر جاویدان، تهران 1352.
2. منیژه اجتهادی، المعجم الاحادیث فی الامام المهدی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، تهران 1370.
3. محمّدبن حسن حر عاملی، اثبات الهداه بالنصوص و المعجزات، تصحیح: هاشم رسولی، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، تهران 1364.
4. محمّدبن حسن حر عاملی، وسائل‌الشیعه الی التحصیل مسائل‌الشریعه، مؤسسه نشر اسلامی، قم 1384.
5. ابی‌عبدالله نعیم حماد مروزی، الفتن، انتشارات دارالفکر، بیروت 1382.
6. محمّد مهدی ری‌شهری، میزان الحکمه، ترجمه: حمیدرضا شیخی، انتشارات دارالحدیث، قم 1383.
7. شریف رضی، نهج‌البلاغه، ترجمه: محمّد دشتی، چاپ دوم: انتشارات آستان قدس رضوی، مشهد 1381.
8. کامل سلیمان، روزگار رهایی، انتشارات آفاق، تهران 1371.
9. ابی‌جعفر شیخ صدوق، کمال‌الدین و تمام‌النعمه، ترجمه و تصحیح: منصور پهلوان، انتشارات دارالحدیث، قم 1381.
10. صدرالدین صدر اصفهانی، المهدی، مؤسسه امام مهدی، تهران 1382.
11. محمّد صدر، تاریخ ما بعد از الظهور، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، قم 1382.
12. لطف‌الله صافی گلپایگانی، منتخب‌الاثر فی الامام الثانی العشر، ترجمه: نثار احمد زرین، مؤسسه منتظر، قم 1383.
13. ابوعلی طبرسی، تفسیر مجمع‌البیان، ترجمه: احمد بهشتی و ابراهیم میرباقری، چاپ اوّل: انتشارات دارالکتب الاسلامیه، تهران 1360.
14. نجم‌الدین طبسی، چشم‌اندازی به حکومت امام مهدی، تهران 1385.
15. محمّدبن حسن طوسی، الغیبه، ترجمه: عباس جلالی، نشر مؤسسه تعاون، تهران 1384.
16. مهدی فولادوند، قرآن کریم، چاپ دوم: دفتر مطالعات و تاریخ و معارف اسلامی، تهران 1376.
17. شیخ عباس قمی، مفاتیح‌الجنان، ترجمه: الهی قمشه‌ای، چاپ اوّل: انتشارات اسوه، تهران 1380.
18. ثقه الاسلام کلینی، اصول کافی، ترجمه: شیخ محمّدباقر کمره‌ای، انتشارات سوره، تهران 1382.
19. محمّدباقر مجلسی، بحارالأنوار، چاپ دوم: انتشارات دارالکتب الاسلامیه، تهران.
20. محمّدبن ابراهیم نعمانی، الغیبه، ترجمه: محمّدجواد غفاری، نشر صدوق، تهران 1376.
نسخه قابل چاپ
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب

آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل