تطبیق دو موعود در اسلام و زرتشت
سید فضلالله میردهقان
مرجع : کمیته علمی همایش بین المللی دکترین مهدویت
چكیده
مسئله ظهور منجی در آخرالزمان از آموزههای دینی است كه تقریباً در همه ادیان با كیفیتهای متفاوت مطرح میشود. بنابر عقیده مشترك همه ادیان، در پایان دوران، فردی از طرف خداوند خواهد آمد تا آنان را از ظلم و فسادی كه به آن مبتلا شدهاند، آزاد سازد.
این موعود، اسامی متفاوتی در ادیان مختلف دارد؛ در اسلام همنام با پیامبر(ص) و لقبش مهدی و در دین زرتشت سوشیانت نامیده شده است. این موعود در اسلام دو غیبت دارد: غیبت صغرا و غیبت كبرا.
وقت ظهور نیز هرگز مشخص نشده و بر اساس احادیث، هرکس درپی تعیین وقت باشد، باید او را تكذیب كرد و در ظهور آن حضرت نیز نباید عجله نمود تا زمینههای آن فراهم شود.
سوشیانتها بر طبق متون اوستا سه نفر هستند كه سوشیانت موعود در پایان دوازدهمین هزاره متولد میشود و بعد از آماده شدن مقدمات، ظهور خواهد كرد.
این دو منجی مشترکاتی دارند از جمله: موعود بودن، سودرسانی، خرق عادت بودن تولد، محل تولد و ظهور، انتساب هر دو به پیامبران دین خود، تطبیق محل ظهور دو منجی با مكان آغاز رسالت پیامبران هر دو دین، مشخص نبودن زمان ظهور، محافظت ازآن دو، ثروتمندی همسر پیامبران هر دو دین، مادران دو منجی، مسئله طول عمر، طولانی شدن زمان ظهور، یاران دو موعود و نتایج ظهور.
مقدمه
داستان نجاتبخشی در ادیان كه فردی خواهد آمد و مردم را از بند دیوصفتان نجات خواهد داد، همیشه ذهن افراد را به خود مشغول داشته اسـت؛ همچنین ذهن مظلومان كه منتظر هستند تا آنان را از ظلم ظالمان نجات دهد و هم فاسقان که میخواهند او را از سر راه خود بردارند.
به رغم آنکه این نجاتبخش در كیشهای مختلف به گونههای متفاوت. (در آیین بودا، بودای پنجم؛ در زرتشت، سوشیانت؛ در یهود، مسیح؛ در مسیحیت، فارقلیط و در دین اسلام، خاتمالاوصیاء) تجسم مییابد، هدف همه آنها سعادت انسان است.
موعود در دین اسلام و زرتشت به دلیل اینكه هر دو در یك سرزمین مشترك گسترش یافتهاند، برجستهتر مینماید. این نوشتار به برخی از مشابهتهای این دو منجی میپردازد.
مهدویت در دین اسلام و زرتشت
با مقایسه اعتقادات در دین اسلام و زرتشت، متوجه میشویم مسئله منجیهای آخرالزمان بین این دو دین مشترک است. در دین اسلام این منجی، حضرت مهدی(عج)، دوازدهمین امام و چهاردهمین معصوم به شمار میرود كه هماكنون غایب و منتظر اذن الهی برای قیام است تا جهان را از پلیدیها پاك گرداند و همه را در زیر پرچم اسلام گردهم آورد. در دین زرتشت این منجی سوشیانت نام دارد و قرار است در هزاره خود ظهور كرده، دین زرتشت را گسترش دهد و همه را به این دین دعوت نماید.
حال وقتی این دوموعود را با یكدیگرمقایسه میكنیم، متوجه تشابهاتی از نظر مكان تولد، ظهور، طول عمر و... میشویم كه مشابهتهای بارزتر ذكر میشود.
حضرت مهدی(عج)
در اعیان الشیعه آمده است:
[حضرت] مهدی(عج)در فجر نیمه شعبان سال255 قمری در سامرا مقارن با زمان خلافت معتمد عباسی جهان را به نور وجود خویش منور ساخت.
شیخ مفید میگوید:
پدرش امام حسن عسكری(ع) جز آن جناب فرزندی ـ نه آشكار و نه پنهان ـ به جای نگذارد و او را در استتار و خفا نگهداری فرمود. آن هنگام كه پدر بزرگوارش از دنیا چشم فرو بست، پنج سال از عمر شریفش سپری گشته بود. در همان سنین كم، خداوند حكمت و فصلالخطاب (آشنایی به همه زبانها) را به وی عنایت فرمود و او را آیه و نشانهای بر عالمیان قرار داد و حكمت را بدو بیاموخت، همانطور که از قبل در سن كودكی ظاهری، آن را به یحیای پیامبر آموخته بود و او را پیشوای مردم قرار داد، و نیز به عیسی بن مریم در گاهواره مقام پیامبری عطا فرمود.
مادر ایشان ام ولد است كه به او نرجس خاتون گویند. او بانویی گرانقدر بود كه به رسم كنیزی از روم به ایران آمد. در روایتی اسم اصلی این مادر فرخنده ملیكه گفته شده است.
كنیه آن حضرت همان كنیه رسول خدا(ص) (ابوالقاسم) و ابوجعفر نیز كنیه دیگر ایشان است و حجت، مهدی، خلف صالح، قائم، منتَظَر و صاحب الزمان القاب آن حضرت به شمار میروند.
غیبت
دوران غیبت شامل دو مرحله است: كوتاه مدت (غیبت صغرا) و درازمدت(غیبت كبرا).
غیبت صغرا (260 ـ 329 قمری) از دو جهت زمانی و شعاعی محدود بود. از نظر زمان بیش از هفتاد سال به طول نینجامید که از این رو «غیبت صغرا» نامیده گشت؛ از نظر شعاعی نیز، غیبتی همه جانبه و شعاع و دامنه آن محدود بود.
پس از گذشتن این دوره، غیبت كبرا از سال 329 آغاز گردید كه تاكنون ادامه یافته است.
سوشیانت
آقای پورداوود در كتاب خود آورده است:
بنا به سنت، چنانكه مفصلاً در فصل اول بندهش مندرج است، طول جهان را دوازده هزار سال قرار داده [و] به چهار عهد سه هزار سالی تقسیم كردهاند... . در سه هزار سال اولی، اهورا مزدا، عالم فروهر یعنی عالم روحانی بیافرید. پس از انقضای این مدت، از روی صور عالم روحانی، جهان جسمانی خلقت یافت. این دوره نیز سه هزارسال طول كشید. امور جهانی فارغ از گزند وآسیب میگذشت تا آنكه در عهد سوم، اهریمن طغیان نمود؛ به تباه كردن مخلوقات ایزدی پرداخت؛ رنج و شكنج پدید آورد و ناخوشی و مرگ بیافرید؛ جانوران موذی به سر كار آورد. این دوره نیز كه گرفتار پنجه و قهر و كین اهریمن است، سه هزار سال دوام داشت تا آنكه در عهد چهارم زرتشت سپنتمان بر انگیخته شد.
دهمین هزاره، عهد سلطنت روحانی پیغمبر ایران شمرده میشود. در آغاز هر یك از هزاره یازدهمین و دوازدهمین، دو تن از پسران زرتشت ظهور خواهند نمود. در انجام دوازدهمین هزاره، پسر سوم یعنی سوشیانس پدید گشته، جهان را نو خواهد نمود؛ مردگان را بر انگیخته، قیامت و جهان معنوی خواهد آراست.
پس از دانستن این مقدمات گوییم كه به سه پسر زرتشت كه در آخرالزمان تولد یابند، سوشیانس نام نهادهاند، به خصوص این اسم برای تعیین آخرین موعود تخصیص یافت و او آخرین مخلوق اهورامزدا خواهد بود . در یسنا 26 فقره دهم آمده است ما به فروهر پاكان از نخستین بشر كیومرث تا به سوشیانت درود میفرستیم.
كلمه سوشیانس در اوستا به صورت سئوشیانت آمده است. در پهلوی سوشیانس، سوشانس، سوسیوش یا سیوسوش گویند. به ریشه كلمه سوشیانس در گاتها چندین بار اشاره گردیده و ارتباط آن با كلمه «سَ اش ینت» نشان داده شده است. آنچه اغلب درباره آن اتفاق نظر دارند، درباره اصل كلمه و معنای آن است (اسم فاعل به معنای سود رساننده). این كلمه در گاتها چندین بار برای شخص زرتشت به كار رفته و پیامبر، خود را سوشیانت خوانده است.
حال با این توضیحات به تطبیق این دو منجی آخرالزمان میپردازیم:
الف) موعودبودن
موعود بودن اولین تشابه بین دو منجی است، یعنی پیامبران و كتابهای دینی هر دو آیین، آمدن آنها را به مردم وعده داده بودند. در قرآن كریم در مورد حضرت مهدی(عج)چنین آمده است:
وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمْ الْوَارِثِینَ؛
ما میخواستیم بر مستضعفان منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم.
شیخ طوسی به سند خود از حضرت امیرالمؤمنین(ع)چنین روایت نموده است:
ایشان آل محمدند؛ خداوند مهدی ایشان را پس از تلاش [و رنجشان] برانگیزد؛ پس آنان را عزت دهد و دشمنانشان را خوار گرداند.
شیخ صدوق میفرماید:
امام صادق(ع)از پدرانش از رسول خدا(ص)روایت كند كه فرمود: «پس از من دوازده امامند كه اول آنها علیبن أبیطالب و آخر ایشان قائم است. آنان پس از من جانشینان، اوصیا و اولیای من و حجتهای الهی بر امتم هستند. كسی كه مقرّ به ایشان باشد، مؤمن و كسی كه منكر ایشان باشد، كافر است.
آقای محمدتقی راشد محصل درباره سوشیانت با استناد به یسنا چنین آورده است:
كسی كه در این راه با دیوان و مردمان كه به نوبه خود با او (زرتشت)مخالفت میكنند، ستیز كرده است، یعنی از آن مردمی است كه به او(زرتشت) وفا دارند، چنین كسی با دینش (وجدانش)تو را دوست برادر پایدار است. اهورامزدا سرور خانه ما را نجات خواهد داد.
آقای علیاصغر مصطفوی نیز با استناد به یسنا چنین آورده است:
فر متعلق به ایزدان مینوی و جهانی است؛ متعلق به سوشیانتهایی كه زاییده شده وسوشیانتهایی كه هنوز متولد نشدهاند و در آینده نوكنندگان جهان نامیده خواهند شد.
ب) سودرسانی
دومین تشابهی كه بین این دو موعود میتوان ذكر كرد، سود رسانی آنها به مردم است. در نجم الثاقب ذیل عنوان «ید الباسطه» (یكی از القاب آن حضرت) چنین آمده است:
هدایه از القاب خاصه شمرده شده یعنی دست قدرت و نعمت خداوندی كه با آن رحمت و رأفت و لطف خود را بر بندگان میگستراند و روزی را بر ایشان فراخ میفرماید و بلا را از ایشان رفع مینماید.
همچنین در زمان امامت ایشان رفاه گسترش مییابد و ثروت بسیار فراوان میشود كه در قسمتهای بعدی اشاره میشود. در ذیل عنوان سوشیانت نیز این مطلب توضیح داده شده است.
ج) خرق عادت بودن تولد
سومین تشابه این است كه هر دو منجی به صورت خارقالعاده و معجزهگونه متولد شدهاند.
شیخ طوسی در مورد خرق عادت بودن تولد حضرت مهدی(عج)مینویسد:
و به من خبر داد ابن ابیجید از محمدبنحسنبنولید از صفار محمدبنحسنقمی از عبدا... مطهری از حكیمه دختر محمدبنعلی الرضا كه ایشان فرمودند: «ابومحمددر نیمه شعبان سال255 هجری قمری فردی را پیش من فرستاد و فرمود: "ای عمه جان، امشب برای افطار پیش من بیا تا خداوند تو را به وسیله ولی و حجت خود بر خلقش و خلیفه بعد از من، شاد كند.» حكیمه گفت: "برای این خبر بسیار شاد شدم، لباس پوشیدم و همان ساعت خارج شدم تا اینكه به امام رسیدم. ایشان در حیات خانه نشسته بود در حالیكه كنیزكانش دور او حلقه زده بودند. " به ایشان گفتم: "مولای من فدایتان شوم! این فرزند از كدام كنیزتان است؟" فرمود: "از سوسن [ نام دیگرمادر حضرت مهدی(عج)].»
... حكیمه گفت: «وقتی كه نماز عشا را خواندم، سفره را آورده، افطار كردیم. سپس چرتی زدم. بعد بلند شدم در حالیكه همچنان به فكر وعده امام حسن(ع)بودم. قبل از آن عادت داشتم كه همیشه برای نماز بلند میشدم. بیدار شدم، نماز شب را خواندم تا اینكه به نماز وتر رسیدم كه ناگهان سوسن از خواب پرید، بیرون رفت، وضو گرفت و مشغول نماز خواندن شد تا اینكه به نماز وتر رسید [اما از وضع حمل خبری نبود]. به قلبم خطور كرد كه نزدیك صبح است. بلند شدم كه نگاه كنم، ناگهان دیدم كه صبح اول بیرون آمد. به قلبم خطور كرد [داشتم در صحت وعده امام حسن تردید مینمودم] كه ناگهان [امام حسن(ع)]از اتاقش فرمود: "عمه جان شك نكن كه وقت تولد فرزندم نزدیك است." ...ناگهان او [سوسن] را دیدم كه نمازش را قطع كرد و خارج شد، درحالیكه ترسیده بود. ...گفتم: پدر و مادرم فدایت! آیا چیزی حس میكنی؟ گفت: "بله درد شدیدی احساس میكنم." به او گفتم: نترس. وسایل وضع حمل را آماده كردم و در مقابلش جوری نشستم كه یك زن در مقابل دیگری برای زایمان مینشیند. دست مرا گرفت كه ناگهان ولی خدا [حضرت مهدی(عج)] را دیدم كه بر زمین سجده میكند.»
در مورد خرق عادت بودن تولد سوشیانت استاد پورداوود مینویسد:
...پس از رسیدن جهان به این پایه، زمان سوشیانس، آخرین آفریده اهورامزدا، فرا رسد، دوشیزهای از خاندان بهروز پسر فریان از كوه خدا به دریاچه كیانسو اندر آید. در آن آب تن خویش بشوید و جرعهای از آن نوشیده، از نطفه پیغمبر ایران بارور گردد. پس از انقضای نه ماه، سوشیانس پا به عرصه وجود گذارد.
د) محل تولد و ظهور
محل تولد و ظهور آنها از شرق، چهارمین تشابه است که این ویژگی در ادیان دیگر نیز وجود دارد. در مورد محل تولد حضرت مهدی گویند:
مهدی در فجر نیمه شعبان سال 255 هجری قمری در سامرا، مقارن با زمان خلافت معتمد عباسی، جهان را به نور خویش منور ساخت.
و در مورد محل ظهور آن حضرت آمده است:
آن [عذاب بالای سر] دجال و صیحه آسمانی، و از پایین پا، فرو رفتن به زمین است. قائم(عج)در آن هنگام در مكه باشد و خداوند در آنجا اصحابش را گرد وجود او جمع سازد. آنان 313 نفر هستند. ...آنها با او بین ركن و مقام پیمان یاری میبندند و وی ایشان را از مكه خارج سازد... .
در مورد محل تولد سوشیانت با استناد به فقره پنجم از فرگرد چنین آمده است:
زرتشت آگاه ساخت اهریمن را و به او گفت: ای اهریمن بدكنش! من هر آنچه از آفرینش دیو است، خواهم برانداخت. من«نسا» را خواهم برانداخت؛ من خن نائیتی پری را خواهم برانداخت تا آنكه سوشیانت پیروزگر از آب«كیان سیه = كیان سو» در سمت شرق متولد گردد.
در باب ظهور او نیز آمده است:
محل ظهور سوشیانت و دو برادرش كه پیش از او پدید خواهند گشت، در سیستان در كنار دریاچه هامون و رود هیرمند قرار داده شده و در واقع در طرف مشرق است.
هـ) انتساب هر دو موعود به پیامبران دین خود
پنجمین تشابه منتسب بودن هردو، به پیامبران دین خود است. پیامبر اكرم(ص)میفرماید:
لَوْ لَمْ یبْقَ مِنَ الدُنْیا الّا یوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللهُ ذلك الْیوْمَ حَتّی یبعَثَ رَجُلاً مِنْ وُلْدی اسْمُهُ اسْمی؛
اگر از عمر دنیا بیش از یك روز باقی نمانده باشد،خداوند آن روز را طولانی گرداند تا اینكه مردی از فرزندانم را كه هم اسم من است برانگیزاند.
در روایتی دیگر به عبداللهبنعمر فرمود:
پیش از قیامت، مردی از اهلبیت من به سلطنت رسد كه نامش مطابق نام من باشد. زمین را پر از عدل و داد كند چونانكه پر از ظلم و جور شده.
در مورد انتساب سوشیانت به زرتشت نیز گویند:
یادآور میشویم كه بنابه تصریح كتابهای دینی، نطفه زرتشت در دریاچه هامون در سیستان محفوظ مانده و از همان نطفهای است كه سه پسران آینده پیامبر، هریك به نوبه خود تولد خواهند یافت.
در جای دیگر میخوانیم:
از آنكه این سوشیانتها از نطفه و پشت خود زرتشت هستند و پسران او به شمار میآیند كه بعدها به طور خارق عادت متولد خواهند شد در فروردین یشت فقره62 به آن اشاره كرده، گوید: فروهرهای مقدس و توانای پاكان را میستاییم كه 99999 نفر از آنان به پاسبانی نطفه سپنتمان زرتشت مقدس گماشته شدهاند.
و) تطبیق محل ظهور دو منجی با مكان آغاز رسالت پیامبران هر دو دین
ششمین تشابه این است كه مكان ظهور دو منجی در نقطهای واقع شده كه پیامبران هر دو دین رسالت خود را از آنجا آغاز كردهاند. درباره حضرت مهدی(عج)چنین میخوانیم:
و [سفیانی] لشكری را به مدینه میفرستد، پس مردی را در آنجا میكشد و مهدی و منصور از آنجا فرار میكنند. ...و لشكری در پی آن دو تن بیرون میرود و [ مهدی(عج)] بسان موسی [كه از مصر گریخت] هراسان و نگران از مدینه بیرون میرود تا به مكه میرسد. ...پس قائم بین ركن و مقام به پاخیزد و نماز میگزارد و در حالیكه وزیرش با اوست، روی برمیگرداند و میگوید: «ای مردم! ما خداوند را به یاری میطلبیم بر هر كسی كه حقمان را ربوده است...» و به خدا سوگند، 313 مرد كه پنجاه زن نیز در میان آنهاست... پیدرپی در مكه جمع میشوند. ...سپس او با سیصد و چند نفر... با وزیرش از مكه خارج میشوند... .
همچنین در مورد شهر مکه میخوانیم:
... [این شهر] محل تولد پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد(ص)است و در نزد مسلمانان مقدسترین شهر جهان اسلام به حساب میآید. ...حضرت محمد پیامبر اسلام(ص)در سال 570 میلادی در مکه به دنیا آمد و سالها در این شهر زندگی کرد و دین اسلام را به جهانیان عرضه نمود... .
در مورد مكان ظهور سوشیانت نیز چنین آمده است:
هیچ شكی در این نیست كه محل ظهور سوشیانت در طرفی قرار داده شده كه از همان طرف كار مؤسس دین رونق یافته... .
درباره محل شروع به كار زرتشت آمده است:
... از قرار معلوم وی [زرتشت] در غرب ایران زاییده شده و در شرق ایران به كار دعوت پرداخته است.
ز) مشخص نبودن زمان ظهور
مشخص نبودن زمان ظهور یکی از همانندیهای دو موعود است، به طوریكه در مورد حضرت مهدی(عج)هركس وقتی را تعیین كند، باید تكذیب شود. ابراهیم امینی با استناد به بحار الانوار مینویسد:
محمد بن مسلم میگوید، امام صادق(ع)به من فرمود: «هر كس وقت ظهور را برایت تعیین كرد از تكذیب نمودنش باك نداشته باش؛ زیرا ما برای ظهور وقتی تعیین نمیكنیم.»
در مورد سوشیانت نیز وضعیت همین طور است:
...همچنین وقت ظهور آنان [سوشیانتها]در اوستا معلوم نیست. همین قدر میدانیم كه در آخرالزمان ظهور خواهند كرد، ولی در كتب پهلوی وقت تقریبی آن معلوم است.
ح) محافظت از دو منجی
هشتمین تشابه بین این دو موعود محافظت آنان از طرف خداوند است. در مورد حضرت مهدی(عج)گویند:
پس از هجوم مأموران خلیفه عباسی به خانه امام حسن عسكری و جستوجوی فرزند و جانشین آن امام، روشن گشت كه خطری كه جان امام آینده را تهدید میكند، خطری بس سهمگین است.
این هجوم و پیگیری، در پیدا كردن مهدی، ایجاب میكرد تا برای نگهداری جان باقیمانده سلسله امامت و سلاله نبوت و مصلح بزرگ بشریت، اقدامی بس جدی به عمل آید. در امر غیبت امام دوازدهم و علل آن، مسائل بسیاری وجود دارد.
یكی از علتهای ظاهری و ملموس آن همین چگونگی و پیشآمدی بود كه از سوی دشمنان پدیدار گشت و باعث امر عظیم غیبت شد.
در اعیان الشیعه به استناد از فصول المهمه چنین آمده است:
ابومحمد حسن ـ رضی الله عنه ـ پسری از خود بر جای نهاد كه همان حجت قائم است و در انتظار برپایی دولت خویش به سرمیبرد. میلاد او از مردم پنهان ماند و امر او در میان مردم فاش نگردید و این به خاطر شدت روزگار بود و ترس از سلطان كه مبادا خلیفه از وجودش آگاه شود... .
همچنین برخی از روایات مردم را از بردن نام ایشان نهی كرده است:
جایز نیست نام [نشانه] ایشان برده شود تا زمانی كه ظهور فرماید و زمین را آنگونه كه پر از ظلم و ستم شده، آكنده از عدل و داد نماید.
در مورد سوشیانت نیز به استناد فروردین یشت آمده است:
فروهرهای نیك توانای پارسایان را میستاییم كه 99999 از آنان نطفه زرتشت پاك را پاسبانی میكنند.
آقای پورداوود نیز این مسئله را مطرح کرده است:
اكنون گوییم كه نطفه حضرت زرتشت را ایزد نریو سنگ برگرفته به ناهید، فرشته آب، سپرد كه آن را در دریاچه كیانسو محفوظ بدارد 99999 فروهر پاكان و پارسایان به پاسبانی آن گماشته شدهاند تا آنكه دیوها نتوانند به آن دست یافته، نابودش كنند.
ط) ثروتمندی همسران پیامبران در هر دو دین
نهمین تشابه بین این دو منجی این است که همسر پیامبران این دو دین، از خانوادههای اشراف بودهاند.
دهخدا در ذیل لغت خدیجه چنین آورده است:
خدیجة الكبری، مشهور به امالمؤمنین، اول زن پیغمبر اسلام است كه دختر خویلد بن اسد بن عبدالعزی بن قصی از اشراف قریش بود. ...قبل از بعثت، این زن به ازدواج پیغمبر اسلام درآمد. ...از وسایل ظاهری كه موجب پیشرفت نبوت شد، ثروت خدیجه را ذكر كردهاند... .
بر این اساس، متوجه میشویم كه حضرت خدیجه از زنان ثروتمند قریش بوده كه این مسئله با هووی مشابهت دارد:
دو برادر از طبقه نجبا و اشراف كه در انجمن شاه جایگاهی داشتند به نام «فراشائوشترا و جاماسپ» با آن پیغمبر دامادی و خویشاوندی حاصل كردند. اولی دختر خود را به نام هوئووی به زرتشت داد و دومی دختر زرتشت را به نام پوروستیا كه از زن نخستین داشت، به همسری خود درآورد.
در جای دیگر آمده است:
...به خصوص در سنت آمده است كه سوشیانتها از نطفه زرتشت و زنش هووی (HVOVI) هستند. هووی دختر جاماسب وزیر كیگشتاسب پادشاه مشرق ایران بوده است... .
ی) مادران دو منجی
مادران دو منجی به بزرگان دین منتسب هستند:
در مورد حضرت مهدی باید گفت كه مادر آن حضرت را به نامهای نرجس، ریحانه، سوسن و به القاب ملیكه، صیقل و حكیمه یاد كردهاند و او را دختر یوشع بن قیصر و او را از سوی مادر از اولاد حواریون دانستهاند.
همچنین در كتاب نجم الثاقب در ذیل چگونگی شرفیابی حضرت نرجس خاتون خدمت امام حسن عسكری(ع)، آن بانو در معرفی خود به بشربن سلیمان نخاس فرمودند:
من ملكه دختر یشوعای، فرزند قیصر، پادشاه روم و مادرم از فرزندان شمعون بن صفا، وصی حضرت عیسی(ع)است ... .
در مورد مادر سوشیانت نیز آمده است:
...جالب اینجاست كه نسبت این زن [مادر سوشیانت موعود] مستقیماً به سلسلهای میرسد كه در رأس آن ایسدواستر
(Eeasd Vaste) پسر زرتشت است... .
ک) مسئله طول عمر
یازدهمین تشابه در مورد طول عمر دو منجی است، با این تفاوت كه سوشیانت بر خلاف حضرت مهدی(عج)هنوز متولد نشده است. طول عمر امام زمان(عج) هم از لحاظ تاریخی و هم از لحاظ علمی امر ثابت شدهای است كه در اینجا فقط به بعد تاریخی آن پرداخته میشود.
درطول تاریخ بسیاری بودهاند كه طول عمر زیادی داشتهاند. قرآن کریم درباره حضرت نوح(ع)میفرماید:
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِینَ عَامًا فَأَخَذَهُمْ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظَالِمُونَ؛
و ما نوح را در میان قومش فرستادیم، و او در میان آنان نهصد و پنجاه سال درنگ نمود، اما سرانجام طوفان و سیلاب آنان را فراگرفت در حالیكه ظالم بودند.
آن حضرت بعد از طوفان و بیرون آمدن از کشتی، 350 سال دیگر زندگی كرد. بنابراین، مجموع عمر حضرت نوح به 1300 سال میرسد.
درمورد سوشیانت مسئله را باید جور دیگری مطرح كرد. آقای مصطفوی با استناد به فروردین یشت فقره 62 چنین آورده است:
فروهرهای نیك توانای پارسایان را میستاییم كه 99999 از آنان نطفه زرتشت پاك را پاسبانی میكنند.
پس به این نتیجه میرسیم كه سوشیانتها از نطفه خود زرتشت هستند. حال در مورد سال ظهور زرتشت نیز خانم مری بویس معتقد است:
در تاریخ تقریبی كه ابتدا برای زرتشت تصور كرده بودم، یعنی تاریخ 1700 قبل از میلاد، تعدیل روا داشتم. از جمله بدین علت كه آغاز تدوین سرودههای ریگودا را اینك به حدود 1500 قبل از میلاد نسبت میدهند و زبان اوستایی متقدم كه پیامبر بدان سخن میگفت، به ودایی بسیار نزدیك است. با این حال، ممكن است این زبان با تأنی بیشتری تحول یافته باشد. چون قوم وی نسبت به عموزادگان آریاییان ثابتقدمتر و محافظهكارتر بودهاند و محاسبات مبتنی بر زبان و محتویات متون «اوستایی متقدم» و «اوستایی متأخر» برای اولی تاریخی در حدود 1200 قبل از میلاد و برای دومی تاریخی كه متأخرتر از 800 قبل از میلاد نیست، به دست میدهد.
با این توضیح مختصر اگر تاریخ اول را در نظر بگیریم، عمر نطفهها در حدود 3200 سال و اگر تاریخ دوم را در نظر بگیریم، در حدود 2800 سال است كه این عمر طولانی، حالتی معجزه گونه دارد؛ زیرا عمر نطفه خارج از دستگاه تناسلی نر کوتاه است اما در درون رحم تا دو شبانهروز زنده باقی میماند.
ل) طولانیشدن مدت ظهور
طولانیشدن زمان ظهور وجه تشابه بعدی دو منجی است، به طوریكه عدهای در آمدن آنها دچار شك و تردید میشوند.
در اعیان الشیعه به استناد به كمال الدین آمده است:
...باز پرسیدم [از رسول خدا] كه چرا منتظَرش نامند؟ فرمود: «زیرا غیبت او به درازا میانجامد و دوران آن بسیار طول میكشد. پس صاحبان اخلاص، انتظار او را دارند، ولی تردیدكنندگان او را انكار ورزند؛ ناباوران وی را به تمسخر گیرند و افرادی كه [برای ظهور او] وقت تعیین میكنند تكذیب میشوند. در این هنگام است كه شتابندگان [در ظهور] هلاك گشته و آنان كه ره تسلیم در پیش گرفتهاند، نجات یابند.
در مورد سوشیانت نیز وضع همین طور است؛ در کتاب مهدویت در دین اسلام وزرتشت با استناد به دینكرد میخوانیم:
در دینكرد آمده است: [آمدن سوشیانت آنقدر طول میكشد] كه درباره وی گویند كه نمیآید در حالیكه خواهد آمد.
م) یاران دو موعود
هر کدام از دو موعود یارانی با تعدادی متفاوت دارند كه آنها را در امر نبرد با دشمنان یاری میدهند. درمورد یاران حضرت مهدی(عج)چنین آمده است:
...پس قائمبین ركن و مقام به پاخیزد و نماز میگزارد و در حالیكه وزیرش با اوست روی برمیگرداند، میگوید: «ای مردم ما خداوند را به یاری میطلبیم بر هركسی كه حقمان را ربوده است...» و به خدا سوگند 313 مرد كه پنجاه زن نیز در میان آنهاست، خواهند آمد، بدون وعده قبلی و همچون ابرهای پاییزی، پیوسته در مكه جمع میشوند... سپس او با 313 و چند نفر كه بین ركن و مقام با او بیعت میكنند، در حالیكه عهد پیغمبر(ص) و پرچم و سلاح آن حضرت با اوست با وزیرش از مكه بیرون میآیند... .
در مورد یاران سوشیانت نیز چنین آمده است:
...در طی مندرجات اوستا بسا از یاران سوشیانس اسم برده شده كه در نو نمودن جهان با او همراهی كنند. بندهش در فصل سیام فقره 17مینویسد كه پانزده مرد و پانزده زن با سوشیانس خواهند بود كه در نو نمودن جهان از معاونان او به شمار میآیند.
اسامی برخی از این معاونان در بندهش و سایر كتب ضبط شده است، از قبیل كیخسرو، نرسی، توس، گودرز، اشاوزد، پشوتن، اغریرث، گرشاسب، نریمان (سام) و غیره. اسامی زنان در جایی ضبط نشده است... .
ن) نتایج ظهور
جهان بعد از ظهور این دو موعود به هم شباهت دارد و در حقیقت در بین همه ادیان نیز وضع به همین گونه است. با وجود این، بر اساس اهمیت موضوع آن را بررسی میكنیم:
پیامبر(ص) میفرماید:
او زمین را آكنده از عدل و داد میسازد همانگونه كه از ظلم و ستم لبریز شده باشد. مردم را میكشد تا اینكه جز دین محمد(ص)باقی نماند و به سیره داوود سلوك نماید.
چون قائم(عج)قامت قیامت برافرازد، به حكم عدل راند. در ایام او نشانی از ستم نیست، راهها ایمن گردد، زمین بركات خود را آشكار سازد، حق هر ذیحقی به او رد شود و دیندارانی باقی نمیمانند مگر اینكه اسلام را چیره كنند و به ایمان شناخته شوند. آیا نشنیدهای خدای سبحان میفرماید: «هركه در آسمانها و زمین است به میل یا اكراه تسلیم فرمان اویند و به سوی او بازمیگردند.» در میان مردم به حكم داوود(ع)و حكم محمد(ص)فرمان میراند. در آن هنگام زمین گنجها و بركات خود را آشكار ساخته، كسی از شما فردی را نمییابد كه زكات خود را به او پردازد و یا به او انفاقی نماید و این نیست مگر آنكه جمیع مؤمنان در غنا و رفاه به سر برند.
در دین زرتشت نیز آینده جهان چنین تصویری دارد:
پس سوشیانت به درآید و مردم را به دین مزدیسنا بخواند و مردم تماماً دین مزدیسنا را بپذیرند. هرمزد به سوشیانت فرماید تا در اشهینگاه یزشنه (ستایش) كند و در هاونگاه كه بامداد است، همه مردم جمع شوند، [و] مردگان به جنبش درافتند.
چون هنگام نماز پیشین فرا رسد، همه مردگان زنده شوند و شاد خرم به زندگی روی كنند، پس از آن دیگر شب نباشد (دیو تاریكی و جهل و قحطی و رنج رخت بربندد)، مردمان همه پیش هرمزد شوند (به خدا بپیوندند) و همه دیندار و پاك شوند و از آسیب و گزند، رهایی یابند. كیخسرو و گیو و توس و سام نریمان و جاودانیهای دیگر همه زنده شوند.